<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اضطراب | تریبون آزاد</title>
	<atom:link href="https://tribuneazad.ir/tag/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tribuneazad.ir</link>
	<description>عکس رابطه جنسی عکس رابطه زناشویی و توضیح کامل مراحل رابطه زناشویی و رابطه جنسی کاملا سالم و اصول پزشکی روابط جنسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 11 Sep 2018 12:33:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>مراقب جوانی‌تان باشید</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d8%af/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Nov 2014 14:38:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش ضربان قلب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[ترامادول]]></category>
		<category><![CDATA[تشنج]]></category>
		<category><![CDATA[تنش]]></category>
		<category><![CDATA[تنگی نفس]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[ضعف تنفسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرص‌های روان‌گردان]]></category>
		<category><![CDATA[کاهش توانایی جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مواد مخدر]]></category>
		<category><![CDATA[مواد مخدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1060</guid>

					<description><![CDATA[<p>«استرس داری؟ دپ زدی؟ رو فرم نیستی؟ دوست داری همچین شاد بشی که بی‌خیال همه غصه‌ها بشی و بزنی به سیم آخر؟ کاری نداره، یه دونه از این قرص‌ها بنداز بالا ببین چی می‌شه!» جمله‌ها آشناست؟ شاید به شما هم همین‌ها را گفته‌اند و پیشنهاد داده‌اند با یک قرص همه مشکلات دنیا و مافی‌ها را حل کنید و مثل ستاره‌های هالیوود شاد و بی‌خیال زندگی کنید. حکایت قرص‌های پیشنهادی که حتما وصف و ذمش را بارها در سایت‌های پزشکی و غیرپزشکی و برنامه‌های متنبه‌کننده تلویزیون، خوانده‌اید و دیده‌اید، حکایت آواز دهل است که از دور شنیدنش خوش است و از نزدیک مثل بمبی می‌ماند که در دلت می‌ترکد و ترکش‌هایش آن‌قدر درگیرت می‌کند که آواز را فراموش کنی. هرچند که خیلی‌ها می‌گویند که بابا اینها همه حرف است و این خبرها هم نیست و با دو تا قرص کسی نمرده. شاید برای همین هم هست که هر روز آمار مصرف قرص‌های روان‌گردان در مملکت بالا می‌رود و هشدار و پشت هشدار می‌دهند، اما کو گوش شنوا.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d8%af/">مراقب جوانی‌تان باشید</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">مراقب جوانی‌تان باشید؛ در مصرف<strong> ترامادول</strong> اول شدیم!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="direction: ltr;">«<a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>استرس</strong></a> داری؟ دپ زدی؟ رو فرم نیستی؟ دوست داری همچین شاد بشی که بی‌خیال همه غصه‌ها بشی و بزنی به سیم آخر؟ کاری نداره، یه دونه از این قرص‌ها بنداز بالا ببین چی می‌شه!» جمله‌ها آشناست؟ شاید به شما هم همین‌ها را گفته‌اند و پیشنهاد داده‌اند با یک قرص همه مشکلات دنیا و مافی‌ها را حل کنید و مثل ستاره‌های هالیوود شاد و بی‌خیال زندگی کنید. حکایت قرص‌های پیشنهادی که حتما وصف و ذمش را بارها در سایت‌های پزشکی و غیرپزشکی و برنامه‌های متنبه‌کننده تلویزیون، خوانده‌اید و دیده‌اید، حکایت آواز دهل است که از دور شنیدنش خوش است و از نزدیک مثل بمبی می‌ماند که در دلت می‌ترکد و ترکش‌هایش آن‌قدر درگیرت می‌کند که آواز را فراموش کنی. هرچند که خیلی‌ها می‌گویند که بابا اینها همه حرف است و این خبرها هم نیست و با دو تا قرص کسی نمرده. شاید برای همین هم هست که هر روز آمار مصرف قرص‌های روان‌گردان در مملکت بالا می‌رود و هشدار و پشت هشدار می‌دهند، اما کو گوش شنوا.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ترامادول هستم، دوست شما؟!<br />
«ترامادول هستم، بی‌ضرر و بی‌خطر! اعتیاد ندارم، شادت می‌کنم و خلاصه هرچه خوبان همه دارند من هم دارم. تازه از داروخانه هم می‌توانی مرا بخری.» این همان غولی است که فعلا در پوستین یک بره خوشگل و نازنازی دلبری می‌کند و خیلی‌ها را می‌کشد سمت خودش. بدون این‌که بدانند چه خطری در انتظارشان است و ممکن است به چه بلایی دچار شوند.<br />
آنهایی که تا به حال فکر می‌کردند فقط اکس و قرص برنج خطرناک است و مصرفش بالاست، بد نیست بدانند که کار مصرف ترامادول در کشور آن‌قدر بالا گرفته که یکی از اعضای<em> انجمن روان‌پزشکان ایران</em> اعلام کرده که مصرف داروی مخدر ترامادول در ایران نسبت به سایر کشورها بیشتر است. البته دلیلش را هم گفته. براساس آمار در هر منطقه‌ای مصرف مواد مخدر بالا باشد مصرف این ماده هم بالاست. ما هم که خدارو شکر در جاده ترانزیت مواد مخدر نشسته‌ایم و محموله‌ها از کنارمان رد می‌شوند و گرد راهشان هم به ما می‌رسد. به گفته علی فرهودیان ترامادول دارویی است که در داخل بدن روی مواد شیمیایی مغز از جمله سروتونین و نوراپی‌نفرین اثر می‌گذارد و سطح آن را تغییر می‌دهد.<br />
این ترامادول آن‌قدر جلب است و زیر زیرکی روی بدن تاثیر می‌گذارد که به فکر جن هم نمی‌رسد. همه داروها وقتی به صورت خوراکی استفاده می‌شوند باید قبل از این‌که وارد فضای عمومی خون شوند، از کبد گذر کنند و وقتی ترامادول از کبد عبور می‌کند، به ماده‌ای شکسته تبدیل می‌شود که آن ماده مخدر است و حسابی نشئه می‌کند. نشئگی که مثل همه مواد مخدر چند روزی خوشحال‌کننده است و بعد از مدتی می‌شود بلای جان.<br />
آنهایی که با ادعای اعتیادآور نبودن ترامادول آن را تبلیغ می‌کنند، خودشان هم نمی‌دانند که کافی است دو یا سه روز مصرف نکنند و همه زندگی‌شان به هم بریزد. اما با همه اینها بازهم این قرص طرفدار دارد. فعلا خستگی، افسردگی، استرس، تنش و اضطراب و کاهش توانایی جنسی مهم‌ترین عواملی است که خیلی‌ها را می‌کشاند سمت این قرص موذی. غافل از این‌که شاید چند روزی بشود با بالا انداختنشان خوش بود، اما خیلی زود روزهای سخت از راه می‌رسند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ببخشید ترامادول دارید؟<br />
خیلی از پزشکان و متخصصان مقصر اصلی را داروخانه‌ها می‌دانند و قانونی که فروش این داروها را ممنوع نکرده است. ترامادول را خیلی راحت می‌شود از یک داروخانه خرید. ۵۰ و ۱۰۰ میلی‌گرمی‌اش را هم می‌توانید پیدا کنید آن هم خیلی ارزان. جالب اینجاست که طبق قانون فروش این قرص بدون نسخه تخلف محسوب می‌شود و ممنوع است، اما فعلا که از این خبرها نیست و همه کارشناس‌ها هم فروش بی‌دردسر این دارو را عامل اصلی ترویجش می‌دانند. کسی هم خیلی به فکر نیست. البته تزریقی هم هست که شرمنده دیگر داروخانه‌ها نمی‌فروشند و فقط در بیمارستان‌ها پیدا می‌شود. اصلش را بخواهید ترامادول یک مسکن خیلی قوی است که مخدرش بالاست. اما خیلی‌ها گول خوشحال کننده بودنش را می‌خورند. اتفاقات عجیب و غریبی هم فعلا دارد می‌افتد. از گوشه و کنار می‌شنویم که خیلی از همین دکتر قلابی‌ها که تبلیغات ترک اعتیادشان از سر و کولمان بالا می‌رود و قول شرف می‌دهند که سه روزه ترک دهند، همین قرص موذی را پودر می‌کنند و در کپسول‌هایشان می‌ریزند تا معتاد از همه جا بی‌خبر فکر کند که نه تنها ترک کرده، بلکه بسیار هم حالش خوب است. اما ای دل غافل که دو روز دیگر یکی باید بیاید و اعتیاد به ترامادول را جبران کند. خیلی‌ها هم یواشکی و در گوشی خبر از آمار بالای مصرف این قرص در خوابگاه‌ها و بین دانشجوها می‌دهند. هرچند که خیلی‌ها قبل از دانشجو شدن و در دوران کنکور تجربه‌اش کرده‌اند. آن هم به دلیل این‌که کمی از استرسشان کم کند. استرس رتبه، تراز و پز‌هایی که مامان جان و بابا جان به فک و فامیل داده‌اند که بچه‌مان قرار است دکتر شود. حالا بچه‌ای که خون هم می‌بیند می‌ترسد، همراه استرس قبول نشدن و توسری‌خوردن می‌افتد تنگ یک رفیق ناباب که این دفعه منقل و اینها در کارش نیست و خیلی تمیز قرص را می‌دهد دستش تا بی‌خیال اضطراب شود. دانشجوها هم کم و بیش برای همین می‌روند سراغش. گاهی افسردگی خوابگاهی‌ها را می‌گیرد و گاهی می‌خواهند برای شب امتحان و کوه کتاب‌ها و جزوه‌های مانده بیدار بمانند و برای همین ترامادول می‌خورند. اما ترامادول هم معتاد می‌کند. روزی یک قرص دیگر جواب نمی‌دهد و کم‌کم باید دوزش را بالا برد تا سرخوش شد و یک‌دفعه می‌بینید که ای داد بیداد گرفتار شده‌اید. این است حکایت آن مار خوش خط و خال!</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">یک جوان هم‌سن و سالمان این غول را شکست داده<br />
شاید هرچه دکتر‌ها بگویند و ما بنویسیم باور نکنید که این قرص‌ها چه بلایی می‌توانند سر ما و شما بیاورند. اما یکی از بچه‌های هم‌سن و سالمان هست که تا آخر این راه را رفته و دیده که تهش هیچ چیز نیست و دوباره برگشته. محمود آن‌قدر از خوردن ترامادول عذاب کشیده که بعد از ترک کردنش یک وبلاگ راه انداخته و تجربیاتش را با همه تقسیم می‌کند و به هر کس هم که بخواهد مشاوره می‌دهد.<br />
محمود از ۱۴ سالگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده. اول الکل و بعد هم ترامادول. خودش می‌گوید: «در آن دوران هم تحولات دوران بلوغ اذیتم می‌کرد و هم مشکلات خانوادگی شدیدی که داشتم. اعتمادبه‌نفسم پایین بود و اضطراب داشتم. خانواده هم نظارتی نمی‌کرد. چند تا از دوستانم گفتند از این قرص می‌خورند و به من هم تعارف کردند و من هم خوردم. بار اول اتفاق بدی نیفتاد. برعکس خوب هم بود. بی‌خیال می‌شدم و مشکلاتم را نمی‌دیدم. اعتماد به نفسم هم رفته بود بالا و تمرکزم بیشتر شده بود. دیگر از اضطراب هم خبری نبود. اما بعد از یک مدت و وقتی دوز مصرفم رفت بالا، همه چیز برعکس شد. وزنم خیلی آمد پایین، افسردگی شدید پیدا کردم، خوابم به هم ریخت، حافظه‌ام کم شد و تنش پیدا کردم.» روزهای آخر مصرف ۱۰ تا ۱۲ قرص می‌خورد و حالش هر روز بدتر می‌شد. ترس از همین حال بد باعث شد محمود به فکر ترک بیفتد. خواهرش هم کمکش کرد و بالاخره با یکی از NGO توانست ترک کند و با مشکلاتش کنار بیاید.<br />
ترکی که چندان هم راحت نیست: «علائم ترک ترامادول کاملا شبیه ترک سایر مواد است. خماری، بدن‌درد، سردرد، اسهال و استفراغ و سرگیجه. اما اینها بالاخره رفت. ولی هنوز عوارض مصرف را دارم. گاهی خیلی افسرده می‌شوم و یا هنوز حافظه‌ام مثل قبل نشده.» حالا محمود با وبلاگش سعی می‌کند بقیه را هم نجات بدهد. همه آنهایی که فکر می‌کنند ترامادول و قرص‌های دیگر اعتیاد ندارند و فقط خوشحالشان می‌کند. خودش می‌گوید که خیلی‌ها نمی‌دانند معتاد شده‌اند: «تلفن‌هایی دارم که طرف خودش را معتاد نمی‌داند و واقعیت را انکار می‌کند، اما بعد از چند بار حرف زدن می‌فهمد که چقدر مشکل پیدا کرده. خیلی‌ها را می‌شناسم که تشنج کرده‌اند. کسی بود که با همین تشنج یکی از مویرگ‌های مغزش پاره شد و شاید اگر دیر به دادش می‌رسیدند می‌مُرد. با یکی از مصرف‌کننده‌ها در تماسم که روزی ۲۰ قرص می‌خورد و چند بار تشنج کرده. حالا هم همسرش می‌خواهد طلاق بگیرد. با همه اینها نمی‌دانم چرا قرصی به این خطرناکی این‌طور راحت در داروخانه فروخته می‌شود و هیچ کس جلویش را نمی‌گیرد. »</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">* ترامادول چی هست؟<br />
ترامادول شبیه مورفین است که در بازار دارویی ایران به صورت قرص و کپسول ۵۰ و ۱۰۰ میلی‌گرم و آمپول ۱۰۰ میلی‌گرم وجود دارد و برای درمان دردهای نسبتا شدید حاد یا مزمن از قبیل دردهای بعد از عمل جراحی و دردهای سرطانی استفاده می‌شود.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
* عوارض جانبی هم دارد؟<br />
ترامادول ممکن است نشانه‌هایی شبیه مورفین یعنی سرگیجه، خواب‌‌آلودگی، یبوست، تعریق و خارش داشته باشد. ضعف تنفسی، انسداد ریوی، تورم لب‌ها، تورم زبان و صورت و کهیر. تنگی نفس، ضعف تنفسی، تنفس سطحی، افزایش ضربان قلب و تشنج هم از عوارض مصرف زیاد ترامادول است.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
* چه وقت‌هایی نباید ترامادول خورد؟<br />
ترامادول را به عنوان مسکن هم تجویز می‌کنند، اما گاهی همین هم خطرناک است. برای کسانی که سابقه تشنج دارند، جراحات مغزی یا تومور دارند، الکل، داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد درد مخدر استفاده می‌کنند، نباید این دارو تجویز شود. سینوزیت و مشکلات کبدی و کلیوی هم می‌تواند مانع مصرف ترامادول شود.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
* ترامادول می‌کشد؟<br />
هنوز خبری درباره این‌که این داروها می‌کشد یا نه منتشرنشده، اما وقتی یکی با این قرص‌ها حسابی قاطی کند می‌تواند به سرش بزند و خودکشی کند. چند ماه پیش پسر ۲۲ ساله‌ای بعد از خوردن یکی از قرص‌های روان‌گردان می‌خواست خودش را از یک برج بلند پرت کند که برادران نیروی انتظامی رسیدند و بالاخره توانستند از خر شیطان پیاده‌اش کنند. جوان عزیز قبلا خودش را حسابی مجروح کرده بود و جای سالم در بدنش نبود.</p>
<p>منبع: مقالات کانون مشاوران ایران</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۷۲۳۰۸۹</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-294" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/5-Stars.jpg" alt="5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d8%af/">مراقب جوانی‌تان باشید</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Nov 2014 14:22:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت جسم و روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[سایه]]></category>
		<category><![CDATA[سطح آگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهارت‌هاي زندگي]]></category>
		<category><![CDATA[نیمه پنهان شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1057</guid>

					<description><![CDATA[<p>اين روزها ديگر نقش خودآگاهي و خودشناسي در بهداشت جسم و روان بر هيچ كس پوشيده نيست. مهارت خودآگاهي اولين مهارت از گروه مهارت‌هاي ده‌گانه زندگي است كه سازمان بهداشت جهاني آن را اعلام كرده است. در واقع، اگر مهارت‌هاي زندگي را به درخت تشبيه كنيم، خودآگاهي ريشه‌هاي تنومند و قدرتمند آن است كه اگر سست باشند، هرگز به آرامش نمي‌‌رسند و فرد در آينده به انواع بيماري‌هاي جسمي، روحي و رواني به‌ويژه اضطراب، استرس، افسردگي دچار شده و يا گرفتار آسيب‌هاي اجتماعي خواهد شد. از ديدگاه روان‌شناسي نيز يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شخصيت سالم، شناخت خويش است. يك روانشناس آلماني در اين زمينه معتقد است كه عدم شناخت صحيح آدمي از خويش، ريشه تمام معضلات و اضطراب‌ها و گرايش‌هاي بشري است.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها دیگر نقش خودآگاهی و خودشناسی در <em>بهداشت جسم و روان</em> بر هیچ کس پوشیده نیست. مهارت خودآگاهی اولین مهارت از گروه مهارت‌های ده‌گانه زندگی است که سازمان بهداشت جهانی آن را اعلام کرده است. در واقع، اگر مهارت‌های زندگی را به درخت تشبیه کنیم، خودآگاهی ریشه‌های تنومند و قدرتمند آن است که اگر سست باشند، هرگز به آرامش نمی‌‌رسند و فرد در آینده به انواع بیماری‌های جسمی، روحی و روانی به‌ویژه اضطراب، استرس، <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>افسردگی</strong></a> دچار شده و یا گرفتار آسیب‌های اجتماعی خواهد شد. از دیدگاه روان‌شناسی نیز یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیت سالم، شناخت خویش است. یک روانشناس آلمانی در این زمینه معتقد است که عدم شناخت صحیح آدمی از خویش، ریشه تمام معضلات و اضطراب‌ها و گرایش‌های بشری است. در این زمینه تولستوی، نویسنده روسی می‌گوید: هر کسی درباره تغییر جهان فکر می‌کند، ولی کمتر کسی است که درباره تغییر خودش بیندیشد.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p>همان‌طور که گفته شد، نداشتن خودآگاهی نه‌تنها در ارتباط درون‌فردی باعث ناآرامی و مشکلات زیاد می‌شود، بلکه در ارتباطات میان‌فردی نیز آسیب‌های زیادی به وجود می‌آورد و فرد را در ارتباط با دیگران مانند طلاق‌های عاطفی و آشکار با شکست و ناکامی مواجه می‌کند. در هر جامعه از بُعد جامعه‌شناختی، عوامل زیادی نظیر بیکاری، اعتیاد، عدم تفاهم فکری، اخلاقی، فرهنگی، بی‌عدالتی، نابسامانی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و عوامل دیگر در افزایش طلاق نقش دارند. اما در بُعد فردی که گاه خود ریشه در مسائل جامعه‌شناختی دارد، به باور ما خودشناسی و خودسازی قبل از ازدواج و به دنبال آن کسب ارزش‌های انسانی، عمده‌ترین عامل در استحکام و تداوم یک زندگی مشترک و به طور کلی هر ارتباطی نظیر روابط خانوادگی، دوستی‌ها و هر نوع روابط اجتماعی است؛ بنابراین اگر واقعا به دنبال خوشبختی، سعادت و آرامش واقعی در زندگی هستیم، لازم است در پی شناخت حقیقی خود باشیم. متاسفانه در بحث خودشناسی افراد زیادی تصور می‌کنند شناخت کاملی از خود دارند و خود را عاری از هر عیب و خطایی می‌دانند و دیگران را در اشتباهات خود مقصر می‌دانند، برای نمونه در مشاوره‌های طلاق زیاد دیده شده است که هر دو طرف خود را اغلب عاری از خطا و اشتباه می‌دانند.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>این موضوع نشانگر آن است که اغلب انسان‌ها خود را کاملا نشناخته‌اند و از نقاط ضعف و قوت خود، آگاهی ندارند که همین امر باعث اغلب خشونت‌ها و اختلاف‌ها در روابط می‌شود، در حالی که به نظر شما چه عاملی باعث می‌شود وجود آدمی، این موجود خالق و شگفت‌انگیز که سراسر وجود اونور و شکوه و آرامش است، این‌چنین به تیرگی، سیاهی، بیماری و&#8230; کشیده شود؟ به نظر می‌رسد آنچه باعث این نور و شکوه و عظمت انسان شده است و آدمی از آن غافل مانده، آگاهی است؛ در حقیقت در وجود هر انسانی به اندازه میزان آگاهی که کسب می‌شود و قسمت‌هایی که هنوز نور آگاهی به آنها نتابیده، در سایه مانده و تیره و تار و هراسناک به نظر می‌رسد؛ بنابراین از آنجایی که تعریف واقعی زندگی آگاهانه‌زیستن است و سایه‌ها هم ناآگاهی ما هستند و خودآگاهی نیز نقش بسیار مهمی در زندگی انسان‌ها دارد، تصمیم گرفتیم در این شماره از بُعد روان‌شناسی به موضوع «سایه‌ها یا همان نیمه تاریک شخصیت» که درباره خودآگاهی است، بپردازیم. اما سایه چیست؟ سایه چگونه تشکیل می‌شود؟ شناخت آن چه فایده دارد؟ چگونه می‌توان سایه‌های خود را شناخت. این پرسش‌ها و سوال‌هایی دیگر، موضوعاتی است که در این مقاله قصد داریم بدان بپردازیم.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>معنا و مفهوم سایه</p>
<p>«سایه» جزو نظریه روان‌کاوی کارل گوستاویونگ، روان‌شناس، پزشک و فیسلوف سوییسی است که شصت سال از زندگی خود را صرف شناخت روان پیچیده انسان و شیوه‌های برطرف‌کردن مشکلات او کرد. او «نیمه تاریک وجود انسان» را سایه نامید. به اعتقاد وی، سایه کسی است که شما نمی‌خواهید آن باشید. سایه بخشی از شخصیت ماست که چندین عامل را در بر می‌گیرد و ما از آن بی‌خبریم. ۱- سایه شامل آن کهن‌الگوهایی است که ما از آن خبر نداریم ۲- سایه شامل آن قسمت از شخصیت است که بالقوه است و هنوز بالفعل در نیامده است؛ یعنی مجموعه‌ای از توانایی‌هایی که در وجود هر فرد وجود دارد، اما شکوفا نشده است؛ مثل خوش‌خطی، استعداد و توانایی در موسیقی و&#8230; ۳- خصوصیاتی که ما آنها را می‌شناسیم، اما آنها را انتخاب نمی‌کنیم.</p>
<p>فرض کنید من آدم ترسویی هستم و این را می‌دانم، اما آن را نمی‌پذیرم یا آدم حسودی هستم و به آن واقفم؛ اما این موضوع را نمی‌پذیرم. پس می‌گوییم ممکن است ویژگی‌هایی مانند ترس، عصبانیت، خودخواهی و&#8230; در ما وجود داشته باشد، اما ما آن را نمی‌پذیریم. مجموعه این سه عامل ذکرشده، بخشی پنهانی را در وجود انسان ایجاد می‌کند که به راحتی قابل دسترسی و شناسایی نیست. در واقع، در گذر زمان مکانیسم‌های روانی این سه بخش را پوشانده‌اند که یونگ اسم آنها را «سایه» گذاشته است؛ یعنی قسمت تاریک وجود ما، قسمتی که برای خودمان و برای دیگران پنهان است؛ اگرچه ممکن است برای خودمان مشخص باشد؛ مثل مورد سوم؛ اما کهن‌الگوها برای خودمان مشخص نیست؛ یعنی آن توانایی‌های بالقوه‌ای که هنوز بالفعل نشده‌اند و ما از آن خبر نداریم، مثلا ما شاید استعدادی داشته باشیم و خودمان از وجودش بی‌اطلاع باشیم. البته یک بخش دیگری وجود دارد که می‌دانیم اما آن را مخفی کرده‌ایم که اینجا بحث نقاب پیش می‌آید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>تعریف نقاب</p>
<p>«نقاب» چیزی است که افراد به صورتشان می‌زنند تا شخصیتشان را از دیگران پنهان کنند؛ مثلا من قبول دارم آدم عبوسی هستم، اما در اجتماع می‌خندم و شوخی می‌کنم؛ برای اینکه دیگران فکر نکنند من عبوس هستم؛ به این رفتار، نقاب یا پوشش گفته می‌شود. نقاب شخصیت، چیزی است که شخص در انظار عمومی به نمایش می‌گذارد و الزاما خود او نیست و در حقیقت شخصیتی است که فرد در روابط شخصی و یا محیط‌های کاری خود به جامعه نشان می‌دهد؛ مانند رفتاری که یک مدیر، رئیس و&#8230; در محل کار متناسب با وظایف و مسئولیت‌هایش از خود بروز می‌دهد، اما در منزل طور دیگری رفتار می‌کند.</p>
<p>همان‌طور که افراد ویژگی‌ها و خصوصیات جسمانی را از اجداد و نیاکان خود به ارث می‌برند، تجربیات و خصوصیات روانی آنها را هم به ارث می‌برند که ما اسم آن را کهن‌الگو می‌گذاریم، کهن‌الگوها بسیار متعددند. یکی از عواملی که سبب می‌شود درون یک خانواده دو فرزند به یک شکل نباشند، همین کهن‌الگوها هستند، زیرا بچه‌ها کهن‌الگوهای متفاوتی را انتخاب می‌کنند؛ نه اینکه همه را انتخاب کنند. بعضی‌ها غالبند و بعضی‌ها مغلوب؛ بنابراین کهن‌الگوهای متفاوت، تجربه‌های مادر و تعامل این دو با هم و نیز شرایط محیطی سبب می‌شود دو بچه که پدر و مادر یکسان دارند، از نظر تربیتی و ویژگی‌های شخصیتی و&#8230; با یکدیگر متفاوت باشند؛ بنابراین چنین سایه‌ای را کهن‌الگو می‌دانیم؛ یعنی همان ویژگی‌های روانی که ما از اجدادمان به ارث می‌بریم. اصطلاحا می‌گویند سایه، اساس طبیعت حیوانی بشر است. تعریف دیگری از سایه این است که می‌گویند سایه مبدأ بهترین و برترین جنبه انسانی است؛ یعنی ریشه آنچه که از شخصیت یک فرد تراوش می‌کند، در سایه است. نکته دیگر یا تعریف دیگری که از سایه می‌شود این است که سایه، جایگاه تاریکی در درون آدمی است.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>جایگاه تاریک چیست؟</p>
<p>جایگاه تاریک یعنی چیزی پنهان و مخفی که لزوما جایگاه پلیدی و زشتی نیست، مثلا اینکه بگوییم دقیقا هرچه زشت و خراب است، در سایه قرار دارد درست نیست. نکته دیگری که در رابطه با سایه می‌توان گفت، این است که در سایه، احساس مسئولیت اخلاقی دیده نمی‌شود.</p>
<p>در نظر داشته باشید که سایه برای ما می‌تواند مفید باشد. شناخت سایه باعث می‌شود که سرچشمه رفتارهایمان را بیابیم؛ مثلا کسی که خودش را نمی‌شناسد، نسبت به رفتارهای خود فرافکنی می‌کند که این فرافکنی از سایه نشئت می‌گیرد؛ مثلا من اشتباه می‌کنم، اما اشتباه خودم را به حساب خطای دیگران می‌گذارم. برای نمونه فردی با سرعت بالا در جاده رانندگی می‌کند و با بی‌دقتی به ماشین دیگری می‌زند. وقتی از ماشین پیاده می‌شود، شروع به عیب‌جویی و فرافکنی می‌کند و برای مثال می‌گوید که ترمز ماشین نگرفت، تقصیر من نبود یا مواردی از این دست؛ یعنی به جای توجه به چگونگی رفتار خودمان، اشتباه و خطای خود را به دیگران نسبت می‌دهیم. یکی از موارد فرافکنی که در جامعه و در بین افراد و انسان‌های زیادی وجود دارد، به سایه برمی‌گردد؛ زیرا من باید بپذیرم که در مجموع انسان عجولی هستم، اما نمی‌پذیرم و در واقع نقاب، پل و رابطه‌ای بین من و دنیای خارج می‌شود.</p>
<p>عبارت «پلی بین من و دنیای خارج» این دو را به هم وصل می‌کند. اما با کدام شکل؟ به شکل جامعه‌پسند؛ نه آن شکلی که من خودم هستم. برخی افراد از واژه نقاب خوب یاد می‌کنند؛ به خاطر اینکه نقاب، پایه‌گذار زندگی اجتماعی است. آنچه که شخص دوست دارد در انظار عمومی به نمایش می‌گذارد، اما این موضوع باعث می‌شود مجموعه‌ای از ویژگی‌ها در ما مخفی بماند. کسانی که سایه‌شان گسترده‌تر، بزرگ‌تر و عمیق‌تر است، کسانی هستند که نمی‌خواهند خودشان باشند، یعنی خودشان را به معنای واقعی قبول ندارند.</p>
<p>ما در بحث گشتالت هم این موارد را داریم. در بحث گشتالت گفته می‌شود که خودت را با تمام وجودت بپذیر، هم خوبی‌ها و هم بدی‌هایت را. قبول کنیم همه انسان‌ها دارای نقصی هستند؛ بپذیریم و از بین آن نترسیم؛ مثلا من حواس‌پرتم؛ بپذیرم و عذرخواهی کنم. سایه آن کسانی عمیق‌تر است که ویژگی‌های خود را نمی‌خواهند قبول کنند و این ویژگی‌ها را به قسمت پنهان وجودشان منتقل می‌کنند. فرافکنی، دومین نشانه وجود سایه است. زمانی که متولد می‌شویم تا چند سال اول خودمان را می‌پذیریم، اما به مرور زمان در اثر تنبیه، تشویق و کنترل دیگران آرام آرام قسمت‌هایی از وجودمان را مخفی کرده و نقش بازی می‌کنیم. این رفتارها یعنی اینکه من این قسمت را دوست ندارم و ارزشی ندارد؛ پس نباید در وجود من باشد؛ در صورتی که از وجود من بیرون نمی‌رود. آنها مجموعه و مخزنی را تشکیل می‌دهند که «یونگ» آن را سایه نامیده است.</p>
<p>جالب است بدانید تکرارشدن درس‌های زندگی با سایه‌ها در ارتباط است. اتفاقات و حوادثی که مکررا در زندگی می‌بینیم، به خاطر نیمه تاریک وجودمان است. لزومی به شناخت تمام ابعاد سایه نیست، اما آگاهی مهم است. «فارابی» جمله‌ای زیبا دارد که وقتی نام او ذکر می‌شود، یادآور عقل نظری و عقل عملی است. او می‌گوید: قرار نیست تمام ابعاد آن را بشناسید، همین که به این مسئله اشراف داشته باشیم و سطح آگاهی فرد از این سایه بالا برود، در جهت کنترل و حفظ شخصیت فرد به او بسیار کمک می‌کند. پس باید آگاهی و بینش خودمان را بالا ببریم. درس‌های زندگی به خاطر نیمه تاریک ماست. مثلا اگر شما عاشق یک آدم بدبین شوید و زمانی میان شما و آن فرد، فاصله و جدایی رخ دهد و شما گزینه دیگری را انتخاب کنید، گزینه بعدی هم پارانوئید خواهد بود و آن به این دلیل است که شما در واقع آدم‌هایی را جذب می‌کند که مطابق با سایه شما باشند؛ البته بدون اینکه خودتان بدانید. مثال دیگر اینکه اگر تو به من دروغ بگویی و من به تو دروغ بگویم و تو با کسانی معاشرت داری که آنها به تو دروغ می‌گویند، به خاطر دروغ‌گویی تو نیست، در حقیقت این جذب به خاطر سایه‌ای است که در وجود خودت است و ناخودآگاه آدم‌های دروغگو را جذب می‌کنی. سایه‌ها تنها ابعاد منفی وجودی ما نیستند، بلکه هر بخشی که آن را نادیده بگیریم و به آن آگاه نباشیم، سایه ماست.</p>
<p>سایه کاملا با عقده‌های روانی در ارتباط است. عقده یعنی ناکامی، احساس کمبود و ضعف. کسانی که سایه‌های گسترده‌ای دارند و حاضر به پذیرش ضعف و نقاط ضعفشان نیستند، عقده‌های روانی آنها بیشتر است و دائما به دنبال نهان‌کردن این عقده‌ها هستند. این عقده‌ها از درون، این‌گونه افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای اینکه عقده‌های روانی حل شود، اول سایه باید حل شود.</p>
<p>منبع: مقالات کانون مشاوران ایران</p>
<p>بازدید:۷۰۶۵۲۳</p>
<p>رتبه مقاله در گوگل: <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-263" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg" alt="4.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>9</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ورزش کردن</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%86/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Oct 2014 14:45:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آرامش زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[رعایت احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[لذت زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[محل حادثه]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش كردن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=931</guid>

					<description><![CDATA[<p>هوای ابری تهران، بعد از چند هفته آفتابی خوشحال‌کننده است. شاید برای مردمی که دارند آخر هفته‌شان را آغاز می‌کنند، نه برای 30 کوهنوردی که می‌خواهند تمرین‌های زمستانه را در گردنه دیزین از سر بگذرانند. تعداد اولیه آنها 55 نفر بوده، اما تجهیز و آموزش همه آنها امکان‌پذیر نیست. پس دو دسته می‌شوند. یک دسته 30 نفره برای این هفته و یک دسته 25 نفره برای هفته بعد. سه‌شنبه همه کارها تمام می‌شود. گرفتن مینی‌بوس، تعیین مربی و کمک‌مربی‌ها، تکمیل فهرست بیمه‌نامه‌ها و تجهیز بچه‌ها به بیل برف و اره و میل سونداژ برای تمرین جست‌وجو در بهمن و...</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%86/">ورزش کردن</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>ورزش کردن</strong> با خطر هم دلچسب است، ولی&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="text-align: right;">هوای ابری تهران، بعد از چند هفته آفتابی خوشحال‌کننده است. شاید برای مردمی که دارند آخر هفته‌شان را آغاز می‌کنند، نه برای ۳۰ کوهنوردی که می‌خواهند تمرین‌های زمستانه را در گردنه دیزین از سر بگذرانند. تعداد اولیه آنها ۵۵ نفر بوده، اما تجهیز و آموزش همه آنها امکان‌پذیر نیست. پس دو دسته می‌شوند. یک دسته ۳۰ نفره برای این هفته و یک دسته ۲۵ نفره برای هفته بعد. سه‌شنبه همه کارها تمام می‌شود. گرفتن مینی‌بوس، تعیین مربی و کمک‌مربی‌ها، تکمیل فهرست بیمه‌نامه‌ها و تجهیز بچه‌ها به بیل برف و اره و میل سونداژ برای تمرین جست‌وجو در بهمن و&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">تا چند دقیقه دیگر – رأس ساعت ۷ &#8211; راه می‌افتند به سمت جاده. «رأس ساعت ۷» یک قانون مشخص است. وقتی که فرشاد سرمربی باشد، این «رأس ساعت ۷» حتی یک ثانیه هم کم و زیاد نمی‌شود. این قانون اکبر را نگران می‌کند. او تازه فهمیده که کت پر و کیسه خوابش را همراه نیاورده. در آن چند دقیقه رفتن و آمدن محال است، اما اکبر هفته گذشته را با رویای این برنامه سپری کرده و نمی‌خواهد آن را به راحتی از دست دهد. یک تاکسی دربست شاید چاره کار باشد. ۱۵ هزار تومان می‌دهد تا رویایش آشفته نشود. اما ساعت ۷ می‌شود و فرشاد دستور حرکت می‌دهد. مجید هم به زور سوار می‌شود. اسم او توی لیست نیست و قانونا نمی‌توانند او را با خود ببرند. فرشاد که علاقه و اصرار بیش از اندازه او را می‌بیند، کوتاه می‌آید و با مسئولیت خودش سوارش می‌‌کند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">اکبر در میانه راه به آنها می‌رسد. کوله‌اش را می‌اندازد توی مینی‌بوس و نفسی به‌راحتی می‌کشد. دو خواهر هم از سفر جا مانده‌اند. آنها سراسیمه در آخرین لحظه می‌رسند. دوان دوان به دنبال مینی‌بوسی که به سوی برف می‌رود. مینی‌بوس نگه می‌دارد و دو خواهر هم سوار می‌شوند. همه چیز خوب است، جز ترافیک صبحگاهی تهران. اما کسی حواسش به ترافیک نیست، از بس که صدای آواز و خنده در مینی‌بوس بلند است.</p>
<p style="text-align: right;">آسمان می‌بارد. همه جا سفید است. برای بچه‌ها که تهران امسال را بدون برف دیده‌اند، این بهترین اتفاق ممکن است. همه چیز تحت کنترل است. جاده باز است و خطری نیست. راهداری مثل سال‌های پیش که در روزهای برفی هشدار می‌داده، هشداری نمی‌دهد و این یعنی می‌شود یک رفت و آمد بی‌خطر داشت. مدیر عامل باشگاه با کمک‌سرپرست تماس می‌گیرد، طبق گفته او همه چیز برای یک کلاس غاربرفی مناسب است. همه چیز بر وفق مراد پیش می‌رود.</p>
<p style="text-align: right;">توقف اولیه بچه‌ها در چادری است که همیشه آنجا هست و مرد میانسال در آن آش رشته می‌پزد. بچه‌هایی که زودتر رسیده‌اند، چند دقیقه را در چادر می‌چپند تا گرم شوند و دیگران هم برسند. تکمیل که می‌شوند، می‌روند تا جایی که باید بروند؛ تا نزدیک تشکیلات راهداری. جایی که به نظر می‌رسد شیب‌های پوشیده از برفش جای خوبی برای ساختن «اتاق برفی» باشد. حالا ساعت ۱۰ صبح است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">«اتاق برفی» جایی است برای ماندن در برنامه‌های زمستانه. چیزی شبیه خانه اسکیموها ولی توی دل برف. برف را با بیل سوراخ می‌کنند و می‌روند توی دل آن و اطرافش را با اره می‌برند و منظم می‌کنند، اما نه به این راحتی&#8230; بچه‌ها دست به کار می‌شوند. فرشاد و مربی‌ها بالای سر تیم‌ها هستند. اما انگار کار خوب پیش نمی‌رود. آن برف به ظاهر یکدست، چندان یکدست نیست. رویه‌اش را که کنار می‌زنند، به برف‌های کثیف و تکه‌های سنگ می‌خورند. در گستره‌ای از زمین سفیدپوش، جای مناسبی برای <em><strong>ساخت خانه برفی</strong></em> پیدا نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: right;">زیر پوشش فریبنده یکدست سفید، برف‌هایی است که روزهای پیش از معبر جمع‌آوری شده. برای همین است که برف‌ها کثیفند و پر از سنگ. و این به درد «خانه برفی» نمی‌خورد. فرشاد در مقابل دو راه قرار می‌گیرد؛ یا جای دیگری برای این کار پیدا کند و یا برگردد. پیداکردن «جای دیگر» در آن شرایط بارش، امکان‌پذیر نیست. پس باید برگردند. او می‌ماند که این مسئله را چطور با ۳۰ نفری که چنین مشتاقانه بیل‌هایشان را به دل زمین فرو می‌برند، در میان بگذارد. کمک مربی را کناری می‌کشد و می‌گوید: «باید برگردیم.»</p>
<p style="text-align: right;">بچه‌ها با دلخوری دستور سرمربی را می‌پذیرند. چاره دیگری نیست. از این برف آبی گرم نمی‌شود. بلافاصله زنگ می‌زنند به راننده مینی‌بوس که دوباره بالا بیاید و آنها را سوار کند. پاسخ راننده ناامیدکننده است: «نمی‌توانم بیایم&#8230; می‌گویند جاده بسته شده و نمی‌گذارند کسی بالا بیاید.»</p>
<p style="text-align: right;">ماشین اسکی بازها هم راه افتاده به سمت پایین جاده. پیست اسکی هم از ترس بسته‌شدن جاده تعطیل شده. به آنها هم گفته شده که منطقه را ترک کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">فرشاد تصمیم می‌گیرد تا گروه را پیاده تا سر جاده راهبری کند. تا جایی که بشود به منطقه‌ای امن رسید. منطقه‌ای که مینی‌بوس بتواند به آنها بپیوندد.</p>
<p style="text-align: right;">اگرچه هوا سرد است، اگرچه همه دلخور از نیمه کاره ماندن یک رویا هستند&#8230; اما کسی کم نمی‌آورد. صدای آواز بلند است و اگر کسی حال بیرون آوردن دست از دستکش را داشته باشد، شاید کلیک یک دوربین خاطره‌های «خانه‌های برفی» بی‌سرانجام را ثبت کند، کاری که علی می‌کند. تصاویر یک به یک ثبت می‌شوند. جمع‌کردن وسایل، پایین‌آمدن از گردنه، جاده برفی و&#8230; بچه‌ها به جاده‌ای می‌رسند که روبه‌رویش انبوهی از برف راهی برای عبور نگذاشته. لودر راهداری دارد برف‌ها را کنار می‌زند. کاری که خوب است، اما نه در شرایطی که احتمال سقوط بهمن است که هر ارتعاش کوچک – حتی صدای یک بوق &#8211; شاید فاجعه بیافریند.</p>
<p style="text-align: right;">راننده لودر می‌گوید اگر ۱۰ دقیقه صبر کنند، راه را باز می‌کند. بچه‌ها ۱۰ دقیقه صبر می‌کنند. راه باز نمی‌شود. ۲۰ دقیقه&#8230; نیم ساعت&#8230; راه باز نمی‌شود. ارتفاع برف بالاتر از ارتفاع لودر است. ۴۵ دقیقه می‌گذرد. سرما چنان است که بچه‌‌ها تاب یک جاماندن را ندارند.</p>
<p style="text-align: right;">به نظر نمی‌رسد که «این» لودر بتواند «این» راه را باز کند. فرشاد تصمیم می‌گیرد برف‌کوبی کند و از ارتفاع بالاتر از لودر راهی بسازد. جلو می‌افتد. پایش را محکم در برف فرو می‌کند. هر قدمش حفره‌ای می‌سازد که جای پای مناسبی می‌شود برای نفر بعدی. از بچه‌ها می‌خواهد که آرام آرام پشت سرش راه بیفتند و پایشان را جای پای او بگذارند.</p>
<p style="text-align: right;">فرشاد جلوی تیم راه می‌افتد و دو کمک مربی در انتهای تیم. یک، دو، سه، چهار&#8230; ۲۰ نفر همین راه را می‌روند. چهار تا چهار تا بی‌هیچ دردسری. تنها یک گروه مانده‌اند. چهار نفر دیگر راه می‌افتند. همه چیز آرام است. کفشی سر نمی‌خورد. کسی لبی به حرف باز نمی‌کند. سکوت، سکوت بر گردنه دیزین&#8230; اما ناگهان صدایی می‌آید مثل صدای آبشار، مثل یک فروریختن آرام، و بعد صدای چند فریاد. فریادهایی که ناگهان گم می‌شوند. آنها که رفته‌اند سربرمی‌گردانند. خدای بزرگ! این بهمن بود که ناگهان آمد. در فضایی میان دلهره و اضطراب، فرشاد از بچه‌ها می‌خواهد آرامششان را حفظ کنند و به محل حادثه نروند و خودش می‌رود به سوی بهمن. راهی برای نجات هست؟ راننده لودر و کمک راننده‌اش هم بیرون آمده‌اند. فرشاد لوازم جست‌وجو را بیرون می‌آورد. آیا کسی زنده مانده است؟ مبادا کسی به دره پرت شده باشد؟ همان نگاه اولیه می‌گوید که چهار نفر کم هستند؛ دو کمک مربی و دو نفر دیگر!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">همه به تکاپو افتاده‌اند. راننده و کمک راننده می‌گویند: «اینجا نایستید، خطرناک است، بروید.» اما فرشاد نمی‌تواند این توصیه را بپذیرد. آنهایی که زیر بهمن مانده‌اند تا همین چند دقیقه پیش هم‌آوازش بوده‌اند. مگر می‌شود رفیق‌ها را گذاشت و رفت؟ چند نفر به سمت ماشین‌های اسکی‌بازها می‌روند و از آنها کمک می‌خواهند. هیچ کس خطر بهمن را به گرمای ماشین نمی‌خرد. هیچ کس تحویل نمی‌گیردشان جز سعید که خودش کوهنورد است. از بچه‌های «همت شمیران». او عازم صعود دیواره علمکوه بوده و برای تجدید قوا با دوستش تصمیم می‌گیرد سری هم به دیزین بزند. سعید بیرون می‌زند و به سمت بهمن می‌آید. فرشاد و سعید فقط ۱۵ دقیقه وقت دارند.</p>
<p style="text-align: right;">۱۵ دقیقه طلایی. ۱۵ دقیقه‌ای که اکسیژن زیر بهمن می‌تواند بهمن‌زدگان را زنده نگه دارد. بچه‌ها طاقت نمی‌آورند: مهدی، اکبر، علی، حمید، سیدجواد و حسین هم به سمت بهمن می‌روند. آهنگ دو کمک مربی را پیدا می‌کنند: زنده. حالا مانده دو نفر. مجید و نادیا. کمی آن‌طرف‌تر چیزی حرکت می‌کند. برف را کنار می‌زنند. کاپشن آبی‌رنگ مجید خودش را نشان می‌دهد. او را کشان کشان بیرون می‌آورند. سردش است، سردتر از آن‌که بتواند سرپا باشد. هیکل تنومندش را به سختی به داخل اتاقک لودر می‌برند. جایی که هنوز گرم است. حالا فقط مانده نادیا. یعنی او کجاست؟ همه در تکاپوی پیداکردن نادیا هستند. در سکوت و نگرانی. از بالاتر بیست و چند جفت چشم نگران صحنه را تماشا می‌کند. کمک مربی که حالا کمی جان گرفته‌اند، از بچه‌ها می‌خواهند حرکتی نکنند و بگذارند بقیه نادیا را هم پیدا کنند. ناگهان چیزی شبیه آبشار فرو می‌ریزد.</p>
<p style="text-align: right;">بچه‌ها زیر برف گم می‌شوند. همه جا یکدست سفید می‌شود. انگار از اول کسی نبوده. حالا باید ۹ نفر را پیدا کنند&#8230; ۱۰-۹ نفر. کسی حواسش به مجید نیست که توی اتاقک لودر است. بهمن لودر را هم مدفون کرده. حالا باید لودر را هم نجات داد. بهمن سوم هم می‌آید و کار را خراب‌تر می‌کند و بهمن چهارم و پنجم تیر خلاص را می‌زند. هر ۱۰ نفر زیر بهمن مدفون می‌شوند. در آن گستره سفید تنها یک دست از میان برف بیرون مانده است.</p>
<p style="text-align: right;"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></p>
<p style="text-align: right;">تلفن سرپرست باشگاه زنگ می‌زند؛ سیناست. هراسان و دلواپس خبر بد بهمن را می‌دهد. هیچ کس در تهران دوست ندارد این خبر را باور کند. اما باید باور کرد. در کسری از ساعت، بهترین کوهنوردهای باشگاه یکدیگر را خبر می‌کنند. چاره‌ای نیست جز رفتن. مسئولان هیئت در جریان قرار می‌گیرند تا از طریق آنها وزارت راه و هلال احمر هم باخبر شوند. یک موقعیت بحرانی. حالا در شمشک – در آن جاده لعنتی &#8211; هوا خوب شده. دیگر برف آرام گرفته. بچه‌ها راه رفته را برمی‌گردند. پایین نمی‌شود رفت، دوباره به تشکیلات راهداری برمی‌گردند. نگران و مبهوت و غمزده. تلفن‌ها مدام در دیزین و تهران زنگ می‌خورد. چه کسی هست، چه کسی نیست؟ دو نفر نجات پیدا کرده‌اند. حسین که دستش بیرون بوده و سیدجواد که به طرز معجزه‌آسایی زنده می‌ماند، اما از بقیه خبری نیست. ساعت هشت شب تیم امداد هلال احمر می‌رسد. از آنها که در محل مانده‌اند، می‌پرسد محل حادثه کجاست و آنها بیل‌های فرو کرده در برف را نشان می‌دهند. مامور هلال احمر خیالش جمع می‌شود و می‌گوید پس ما فردا صبح برمی‌گردیم. (بعدتر گفته می‌شود که ساعتی پس از حادثه سگ‌های آدم‌یاب گروه امداد در محل حادثه بوده‌اند. سگ‌هایی که هیچ‌گاه دیده نمی‌شوند.)</p>
<p style="text-align: right;">ساعت ۱۰ تیم کوهنوردان باشگاه به محل حادثه می‌رسد، اما امکانی برای پیداکردن جنازه‌ها نیست. «جنازه»ها؟&#8230; بله، آنها می‌دانند که دیگر امیدی برای زنده‌ماندن دوستانشان نیست.</p>
<p style="text-align: right;">یک گروه پنج نفره چند ساعتی است که در باشگاه کوهنوردی جمع شده‌اند تا خبر را به خانواده‌های قربانیان بدهند؛ سخت‌ترین کار دنیا. به هیچ کس نمی‌شود قطعا گفت که فرزندت از دست رفته، مگر این‌که جنازه‌اش پیدا شود. هرچند همه می‌دانند که بعد از «۱۵ دقیقه طلایی» دیگر امیدی به زنده‌ماندن نیست، مگر آن‌که معجزه رخ دهد. اما انگار معجزه‌ای در کار نیست. خانواده‌ها یک به یک خبردار می‌شوند. در حسی از <strong>اضطراب</strong> و در روزنه‌ای از امید که باز گذاشته می‌شود تا هجوم وحشتناک خبر، آن‌که پای تلفن می‌شنود را از پا نیندازد.</p>
<p style="text-align: right;"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></p>
<p style="text-align: right;">جمعی از پدر و مادرها به باشگاه می‌آیند. یک نفر شیون می‌کند، یکی به آرامی اشک می‌ریزد. یک نفر مفاتیحش را بیرون می‌آورد و دعای توسل می‌خواند. تا آفتاب در تهران و چند دقیقه بعد در دیزین و شمشک بالا بیاید، خواب به چشم هیچ کس نمی‌رود. هیچ شبی به اندازه این شب لعنتی بلند نبوده. بلندتر از یلدای یک ماه و نیم پیش.</p>
<p style="text-align: right;">حالا دیگر در تهران خانواده‌ها هم پذیرفته‌اند که دیگر صدای فرزندانشان را نخواهند شنید. صدای بهمن همه چیز را گم کرده و در خود فرو برده؛ بهمن غم‌انگیز لعنتی&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">گروه‌های امداد کار خود را آغاز کرده‌اند. آنها باید هشت نفر باقی‌مانده را پیدا کنند. تصور این‌که حتی یک جنازه هم پیدا نشود، سخت است؛ سخت برای خانواده‌ای که فرزندش را در زمستان از دست بدهد و از او خواسته شود برای دفن عزیزش تا بهار صبر کند، تا لاله‌های منطقه بیرون بیایند و کنارش جنازه‌ای پیدا شود&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">جنازه‌ها یکی یکی بیرون می‌آیند و سرپرستان با همه ناراحتی نفسی به راحتی می‌کشند. فرشاد با آن صورت همیشه جدی، انگار هنوز نگران گروه است. هرچند نفس نمی‌کشد&#8230; علی، اکبر، مهدی، حمید و سعید هم پیدا می‌شوند. (چه کشیده دوست سعید در آن شب طولانی در انتظار آن جنازه.)</p>
<p style="text-align: right;">برف‌ها از روی لودر کنار زده می‌شود. او در زیر بهمن له شده و اتاقک آن درهم پیچیده و مجید&#8230; مجید هم&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">و نادیا&#8230; نادیا همچنان آخرین نفری است که پیدا می‌شود. او همان جلو بوده، پای لودر کفشش زیر چرخ لودر گیر کرده بوده و توان تکان‌خوردن نداشته. اما سرانجام پیدا می‌شود.</p>
<p style="text-align: right;">حالا هشت جنازه کنار هم دراز کشیده‌اند. در سرمای شمشک، در سرمای اواسط بهمن&#8230; همه چیز تمام می‌شود. خانه‌های برفی و آوازهایی که هنوز صدایشان در گوش شمشک و دیزین پیچیده است: گل گلدون من شکسته در باد&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">چقدر سخت است هنگامی که در حال ورزش کردن هستی و از وقت خودت لذت می‌بری. کم‌کم تن آدم گرم می‌شود و بیشتر تحریک می‌شود که ادامه بدهد و خود را گرم‌تر کند. هنگامی که به اوج حرکات نرمشی و کششی می‌رسیم، مزه نرم دوچندان شده و بیشتر میل و رغبت به ادامه نرمش پیدا می‌کنیم. در کل ورزش کردن خوب است و بر افکار  و طرز فکر تاثیر مثبت فراوانی دارد، ولی هستند ورزش‌هایی که کمی خطر در آنها نهفته است و همراه با خطرهایی هستند و از طرفی هستند اشخاصی که برحسب علاقه خود دست به این ورزش‌ها می‌زنند.</p>
<p style="text-align: right;">به هر حال ورزش کوهنوردی هم از آن دسته از ورزش‌هایی محسوب می‌شود که طرفداران خاص خود را دارد و جوانان زیادی این ورزش را دنبال می‌کنند.</p>
<p>منبع: مشاورکو</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۸۷۱۴۵۲</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-263" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg" alt="4.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%86/">ورزش کردن</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عادات و رفتارهای خانواده‌،ریشه اصلی خجالت‌ در نوجوانان</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%8a%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%8a%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Oct 2014 07:25:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگي]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[خجالت کشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[سطح روابط اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[کمرویی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=841</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعضي از فرزنداني كه در بستر خانواده‌هاي با روابط عمومي پايين پايين و غيراجتماعي رشد مي‌كنند، از داشتن اعتماد به نفس كافي برخوردار نيستند.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%8a%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a/">عادات و رفتارهای خانواده‌،ریشه اصلی خجالت‌ در نوجوانان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">وقتی سطح روابط اجتماعی پایین است و دروغ‌گفتن در خانواده باعث خجالتی‌بودن بعضی فرزندان  می‌شود،</p>
<p style="text-align: center;">باید به دنبال راه‌ حل بود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بعضی از فرزندانی که در بستر خانواده‌های با روابط عمومی پایین پایین و غیراجتماعی رشد می‌کنند، از داشتن اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند.</p>
<p style="text-align: right;">داشتن <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>سطح روابط اجتماعی</strong></a> در بعضی از خانواده‌ها،  مخصوصا خانواده‌هایی که دارای جمعیت کمتری  هستند، علت اصلی  درون‌گرا بودن آنهاست و به دلیل همین فرزندانی که در خانواده‌های اینچنینی رشد پیدا می‌کنند، توانایی ابراز وجود در عرصه‌های مختلف و مکان‌ها را دارا نیستند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">شایان ذکر است خجالت کشیدن در سن نوجوانی و مخصوصا در دختران بیشتر دیده می‌شود و باید توان ابراز وجود و اعتماد به نفس از راه بالا بردن سطح روابط اجتماعی خانواده‌ها در بین جوانان و نوجوانان  افزایش پیدا کند تا بتوانیم از رشد و تقویت بعضی از رفتارهای عجیب و خجالتی آنها جلوگیری کنیم. از جایی که بعضی‌هایشان فکر می‌کنند هیچ شخصی نباید متوجه ضعف و ناتوانی‌هایشان شود، تلاش زیادی ارائه می‌کنند تا اشتباهی را نکنند و به همین دلیل همیشه تحت فشار و اضطراب هستند. آنها در مورد خود و دیگران افکار و باورهای غلط دارند و همیشه خود را دست کم می‌گیرند. آنها هرگز نمی توانند از معاشرت با دیگران لذت ببرند و تجربه‌های مثبت به دست بیاورند و بسیار هم طبیعی است که به علت احساسات بدی که دارند، اغلب احساس تنهایی و <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>افسردگی</strong> </a>کنند.</p>
<p style="text-align: right;">جالب است بدانید متاسفانه گاهی اوقات خود والدین هستند که باعث می‌شوند فرزندانشان باعث کم‌تحرکی، خجالت، انزوا، گوشه‌گیری و&#8230; شوند، چرا که رفتارهای بد آنها در جمع و طرز برخورد با فرزندانشان به گونه‌ای است که کودک دچار خجالت شده و از آن به بعد خود را در سکوت و گوشه‌گیری بیشتری می‌بیند. از طرفی والدین سعی می‌کنند به خاطر صرف هزینه‌ها و وقت زیادی که برای فرزندشان می‌گذارند، در مهمانی‌ها و مراسم‌های گوناگون برای دیگران توضیح دهند که فرزندشان دارای چه هنرها یا رشدهای چشمگیری است، ولی نمی‌دانند که خودشان به علت رفتارهای اشتباه و برخوردهای نامناسب باعث گوشه‌گیری فرزندشان شده‌اند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بهتر است خانواده‌ها به این موضوع توجه داشته باشند که شخصیت فرزند آنها در حال شکل‌گرفتن است و باید با دقت بالایی بر رفتار خود تمرکز کنند تا مبادا فرزندشان آسیب ببیند. منظور از رفتار طرز صحبت، برخورد، آداب معاشرت و حتی لفظ و نوع صحبت‌کردن است. شما یک روز را از اول تا پایان شب در نظر بگیرید. صبح که از خواب بلند می‌شوید، بعد از زدن مسواک و شستن دست و صورت، به خرید نان، خوردن صبحانه و دیگر امورات زندگی می‌پردازید و همه چیز روال وجودی خود را طی می‌کند. حال فرض کنید بعد از اینکه از خواب بلند شدید، اول صبحانه بخورد، بعد نان بخرید، بعد به کارهای شخصی‌تان بپردازید، بعد مسواک بزنید و&#8230; می‌بینید که هیچ چیز سر جای خود قرار نگرفته و چه‌بسا همه چیز به هم می‌ریزد  و شما از کارتان عقب می‌افتید و همه چیز به هم می‌ریزد. دقیقا صحبت رفتار با نوجوانان همین مسئله است. یعنی اول باید با آرامش کامل و خونسردی تمام صحبت را پیش بکشیم و از آنها بخواهیم در مورد مسائل روزمره‌شان یا مشکلات و حتی کاستی‌هایشان با شما صحبت کنند. اگر موفق شدید و آنها مسائلشان را با شما در میان گذاشتند که بهتر، اگر نه بهتر است کم‌کم با آنها به صورت دوستانه مشورت کرده و از آنها بخواهید در فرصتی که آرامش کامل داشتند، مشکلاتشان را با شما در میان بگذارند، در غیر این صورت اگر احساس کردید که نوجوانتان قادر به صحبت و ابراز مشکلش نیست، حتما آن را نزد یک مشاور ببرید و مسئله را به این صورت به اتمام برسانید.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">برخی از بچه‌های خجالتی با وجود هوش و استعداد زیاد، صرفا به دلیل کمرویی بسیاری از فرصت های خوب زندگی را از دست می‌دهند. اگر سعی کنید خودتان را جای این نوجوان بگذارید، حتما می توانید درد و رنجی را که در موقعیت‌های مختلف احساس می‌کند، بفهمید. خیلی از بچه‌های خجالتی با وجود هوش بالا و استعداد زیاد صرفا به دلیل <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>کمرویی</strong></a> بسیاری از فرصت های خوب زندگی را از دست می‌دهند. نوجوان خجالتی معمولا در برقراری ارتباط با دیگران پیش قدم نمی‌شود و برای غلبه بر ترس و اضطراب ناشی از حضور افراد ناآشنا و موقعیت‌های اجتماعی جدید به زمان زیادی احتیاج دارد.</p>
<p style="text-align: right;">گفتنی است رسانه‌ها نیز می‌توانند با ارائه فیلم‌های متفاوت و داستان‌های مختلف درباره افرادی که از ابراز وجودی بهتری برخوردارند و توانایی بیشتری دارند، در این زمینه حداکثر تلاش خود را کنند. هرچند که ما خود نیز می‌توانیم با استفاده از سی‌دی‌های آموزشی و گام‌نهادن در عرصه ارتقای رشد فکری نوجوانمان به آنها بیاموزیم که راه‌های زیادی برای خجالت‌نکشیدن وجود دارد و آنها را آگاه کنیم که خجالتی‌بودن در آینده نه‌چندان دور باعث ایجاد مشکلات دیگری نیز می‌شود.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بعضی از مشکلاتی که به وسیله خجالتی‌بودن و گوشه‌گیری به وجود می‌آید، در سنین بالا برای نوجوان شما دچار مشکل می‌شود. یعنی وقتی نوجوان شما پا به سن می‌گذارد و روزی می‌رسد که خود می‌خواهد مستقل شود، به دلیل این گوشه‌گیری و خجالت‌کشیدن قادر به انجام خیلی از کارها نیست. شاید فرض کنید بسیاری از کارها خود به خود صورت می‌گیرد، ولی به این موضوع توجه داشته باشید که بسیاری از کارها هستند که فقط و فقط به دست فرزند خود شما صورت می‌گیرد و ایشان است که باید با انجام بسیاری از کارها، گامی هرچند مثبت در رفع مشکلات و کاستی‌هایش بردارد. خوب است بدانید نوجوانان ما به دلیل اینکه در سنین رشد هستند و کم‌کم و بیش از پیش پا به عرصه جامعه می‌گذارند، آسیب‌های بیشتری آنها را تهدید می‌کند و آن آسیب‌ها می‌تواند بیشتر از سمت خود خانواده باشد، چرا که عادات و رفتارهای بسیاری از خانواده‌ها، خود عامل منفی و خجالتی‌بودن نوجوانان می‌شود.</p>
<p style="text-align: right;">حتی بعضی اوقات پدرها و مادرها می توانند به آنها جرات و قاطعیت را آموزش دهند. آنها را تشویق کنند که در مورد موضوعات مورد علاقه‌شان صحبت کنند، به صورتی که هم شروع و هم ادامه و پایان آن را به خوبی رعایت کنند. پس توانایی نه گفتن محکم و قاطعانه را به آنها بیاموزید. تشویقشان کنید که خواسته‌ها و نیازهایشان را در جمع‌های صمیمی خانوادگی ابراز کنند. از فرزندتان بخواهید که درباره احساسات خود چه منفی و چه مثبت صحبت کنند تا شجاعت و جرات کافی برای بیان مسائل مختلف را به دست بیاورند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">نوجوان شما مثل محصول کشاورزی است که با آبیاری و مراقبت‌های ویژه و بسیاری از خدمات دیگر به بار می‌نشیند. نوجوان باید در آرامش به ادامه زندگی خود بپردازند تا با کمک شما والدین محترم گامی هرچند استوار به سمت آینده بردارد و برای خود فردی مستقل باشد.</p>
<p style="text-align: right;">به نوجوانمان یاد بدهیم که در بین دوستان و آشنایان از گذشته و خاطرات خودشان تعریف کنند و از بهترین و صمیمی‌ترین نفرات خانواده بخواهید که آنها را همراهی کنند. هیچ وقت تصور کمررو بودن را به آنها تلقین نکنید، حتی نگذارید که خودش این موضوع را تکرار کند و باور کند که من خجالتی هستم، من ترس دارم، من شهامت و جرات هر کاری را ندارم. فعالیت، تلاش و کوشش در عرصه‌های اجتماعی کوچک برای آنها بسیار شایسته و مفید است. از کارهای آسان و ساده مثل خریدهای جزئی که به یک رابطه فعال نیاز دارد، شروع کنید. بنابراین با این روش یاد می‌گیرند که ارتباط را با سلام و احوالپرسی شروع کنند و کم‌کم آمادگی لازم برای کارهای بزرگ‌تر را پیدا خواهند کرد. می‌توانیم آنها را تشویق کنیم تا با اشخاص و افرادی که اعتماد به نفس خیلی بیشتری دارند و کمتر خجالتی و کمرو هستند، ارتباط مستقیم و بیشتری برقرار کنند. حتی ورزش و فعالیت‌های اجتماعی مختلف نیز کمک شایان ذکری به آنها می کند تا از شر این احساس ضعیف و بیهوده هر چه زودتر رها شوند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">خجالت در بین نوجوانان باعث می‌شود آنها در سنین بالا حتی در گفتار و طرز برخوردشان دچار خلل‌هایی شوند و در سنین بالاتر برای انجام معاملات یا حتی مواردی اقتصادی با مشکلاتی مواجه باشند. پس سعی کنیم با مشورت‌کردن، صحبت از هر کار، مجموعه، اجتماع، خرید روزمره و یا به هر بهانه‌ای با نوجوانمان در ارتباط باشیم و پلی باشیم بین نوجوان و جامعه تا بتوانیم فرزندمان را از گوشه‌گیری و انزوا و خیلی حالات پریشان دیگر نجات دهیم و ایشان را به خوبی و درستی به جامعه تحویل دهیم، جامعه‌ای که با دستان به ظاهر کوچکشان شکل می‌گیرد و آینده‌ای را ترسیم به وجود می‌آورد تا برای دیگران به درستی تصمیم بگیرند و مفید باشند.</p>
<p>منبع: com.مشاوره-خانواده</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۶۲۵۴۸۳</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-263" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg" alt="4.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%8a%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a/">عادات و رفتارهای خانواده‌،ریشه اصلی خجالت‌ در نوجوانان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%8a%d8%b4%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>5</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ده ویژگی اعتماد بنفس پایین</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Oct 2014 11:17:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[پریشانی افکار]]></category>
		<category><![CDATA[روابط اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت پذیری]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=715</guid>

					<description><![CDATA[<p>آیا تابحال برایتان پیش آمده یا به یاد دارید برای مصاحبه کاری جائی رفته باشید یا قرار بوده که در جمعی سخنرانی کنید؟ کاری جدید شروع کنید یا با شخصی برجسته برای اولین بار ملاقات کنید؛ شاید نفستان بند آمده و اضطراب داشتید از سوی دیگر مایل بودید که نشان دهید مهارت دارید و انسان مسئولیت پذیری هستید ولی کمبود حس اعتماد بنفس شما را مایوس میکرد.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/">ده ویژگی اعتماد بنفس پایین</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آیا تابحال برایتان پیش آمده یا به یاد دارید برای مصاحبه کاری جائی رفته باشید یا قرار بوده که در جمعی سخنرانی کنید؟ کاری جدید شروع کنید یا با شخصی برجسته برای اولین بار ملاقات کنید؛ شاید نفستان بند آمده و <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>اضطراب</strong></a> داشتید از سوی دیگر مایل بودید که نشان دهید مهارت دارید و انسان مسئولیت پذیری هستید ولی کمبود حس اعتماد بنفس شما را مایوس میکرد.</p>
<p>روابط اجتماعی یکی از مهمترین روابط در زندگی است که هر شخص باید این مهارت را بیاموزد. دانستن این فن به ما کمک می کند که بتوانیم <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>اعتماد به نفس</strong></a> کافی را در اجتماع و در برخورهایمان داشته باشیم و در هر امری که به ما محول میشود بتوانیم با خود باوری و به خوبی انجام داده و موفق باشیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p>برای شناختن خود این تمرین را انجام دهید.</p>
<p>یک متن برای صحبت خود تهیه کنید. میتوانید مشاهده کنید که در حرفهای خود به چه اندازه از این کلمات بکار برده اید. این ده کلمه نشانگر اعتماد بنفس کم میباشند.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>نمی دانم<br />
از کاربرد این کلمه سعی کنید جلوگیری کنید. این کلمه باعث حس منفی در طرف مقابلتان شده. سعی کنید در صحبتهای خود قاطع باشید طوری که دیگران روی حرفتان حساب کنند . نمی دانم علامت تردید است و شما با استفاده این کلمه با عث به بروز دودلی میشوید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
شاید<br />
این کلمه از کلماتی است که بایستی محتاطانه از آن استفاده کنید. سعی کنید که به گفته تان اطمینان داشته باشید. توجه داشته باشید که کسی از شما کار اعجاب انگیزی نمی خواهد پس واژه ای بکار نبرید که ذهن را نسبت به شما مقشوش سازد و فکر کنند که شما مناسب این کار نیستید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
شک دارم<br />
این واژه در یک صورت بار منفی نیست و آن زمانی است که در دادگاه هنگام صحبت راجع به متهمی که به جرمی مرتکب شده است. پس خیلی صریح نظر خود را بگویید و سعی کنید در باره هر بحثی از خودتان دفاع کرده و شکی نداشته باشید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
معمولا<br />
کلمه &#8220;معمولا&#8221; این پیغام را میرساند که شما واجد شرایط در کار پیشنهادی نیستید. استفاده این کلمه موجب کدر شدن ذهن فرد از قدرت انجام کاری شما می شود.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
غیر ممکن<br />
با استفاده از این کلمه شما باعث صلب اعتماد طرف مقابل از خودتان می شوید.<br />
اشخاص موفق از کلمه غیر ممکن استفاده نمی کنند و در عوض شرایط سنگینی را که برایشان به وجود می آید بررسی کرده و راه حل کار را پیدا کرده و مشکلات را رفع می کنند.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
نگران هستم<br />
به طور طبیعی اضطراب در زندگی، افراد را نسبت به انجام امور تا حدی نگران کرده. ولی هنگامیکه کلمه &#8220;نگران هستم&#8221; را در جائی بکار میبرید شما اعتماد بنفس خودتان را نسبت به توانائی های که دارید زیر سوال میبرید. بهتر است در مورد پذیرفتن کاری که شک و نگرانی دارید، آن را بیان کنید .سعی کنید راه چاره ای برای حل مسئله بیابید و از واژه غیر ممکن ابدا استفاده نکنید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
تشویش دارم<br />
توضیح حس التهاب و پریشانی برای دیگران فقط باعث افزایش تشویش در درون خود شخص شده و این حس را به دیگران القا میکند که شما گیج شده اید وموضوع مورد گفتگو را متوجه نشده اید. در چنین مواردی بهترین کار این است که با پرسش سوالات جواب آنها را بیابید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
نیاز<br />
هر انسانی نیازهایی در زندگی دارد. هنگامیکه این نیازها برای دیگران بیان میشود شما را درنظر دیگران یک انسان نیازمند جلوه میدهد. بهتر است از بیان آن خودداری کنید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
احتمالا<br />
یکی از عادتهای اشخاص پیشبینی در مورد آینده در مواقع مختلف میباشد. افراد عادت دارند از حاصل احتمالی امری صحبت کنند که این عمل نشانگر نامطمئن بودن خود در مورد توانائیها و شناخت نداشتن از امور مورد نظر میباشد.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="size-full wp-image-380 aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a><br />
حیرت<br />
کلمه حیرت از واژگانی است که نشانه ای از آشفتگی و سرگشتگی احوال اشخاص را دارد.<br />
اگرچه هر کسی در موقعیت کاری و محیطی جدید قرار میگیرند این حس را طبیعتا پیدا میکنند بهتر است این حس را پنهان کنیم زیرا با عث سلب اطمینان دیگران از ما اطمینان میشود.<br />
منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان</p>
<p>بازدید:۷۸۲۶۵۸</p>
<p>رتبه مقاله درگوگل: <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-294" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/5-Stars.jpg" alt="5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/">ده ویژگی اعتماد بنفس پایین</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
