<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مشاوره ازدواج | تریبون آزاد</title>
	<atom:link href="https://tribuneazad.ir/tag/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tribuneazad.ir</link>
	<description>عکس رابطه جنسی عکس رابطه زناشویی و توضیح کامل مراحل رابطه زناشویی و رابطه جنسی کاملا سالم و اصول پزشکی روابط جنسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 11 Sep 2018 12:37:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Feb 2015 09:14:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شبک های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اینترنتی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های تلویزیونی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های توریستی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های مخابراتی]]></category>
		<category><![CDATA[قوانین اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاورخانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره رایگان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1386</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرض کنيد مي‌خواهيم در مورد موبايل آيفون جديد صحبت کنيم. يک نفر مي‌گويد آيفون جديد هيچ فرقي نکرده، فقط کمي کشيده‌تر شده. يک نفر ديگر مي‌گويد براي اين کشيده‌تر شده تا وقتي مي‌خواهيم جدول ليگ برتر را ببينيم، بعضي از تيم‌ها هم پيدا باشند! حالا ما ديگر در مورد آيفون صحبت نمي‌کنيم، درباره تيم‌هاي فوتبال حرف مي‌زنيم.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir"><strong>شبکه های اجتماعی</strong></a></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="text-align: right;">فرض کنید می‌خواهیم در مورد موبایل آیفون جدید صحبت کنیم. یک نفر می‌گوید آیفون جدید هیچ فرقی نکرده، فقط کمی کشیده‌تر شده. یک نفر دیگر می‌گوید برای این کشیده‌تر شده تا وقتی می‌خواهیم جدول لیگ برتر را ببینیم، بعضی از تیم‌ها هم پیدا باشند! حالا ما دیگر در مورد آیفون صحبت نمی‌کنیم، درباره تیم‌های فوتبال حرف می‌زنیم.</p>
<p style="text-align: right;">فرض کنید می‌خواهیم در مورد یک بازی کامپیوتری جدید صحبت کنیم. یک نفر می‌گوید این نسخه از بازی خیلی بهتر از نسخه‌ قبلی است. یک نفر دیگر می‌گوید گرافیک آن در پلی‌استیشن ۳ خیلی بهتر از ایکس‌باکس است! حالا ما دیگر در مورد بازی صحبت نمی‌کنیم، درباره گرافیک کنسول‌های بازی حرف می‌زنیم.</p>
<p style="text-align: right;">در دنیای اینترنت در دو مثال بالا، به این «یک نفر دیگر»، «ترول» می‌گفتند؛ شخصیتِ روی اعصابی که بحث را منحرف و یک صحبت معمولی را تبدیل به دعوایی قدیمی می‌کرد. ترول یک بحث منطقی در اینترنت را به یک بحث قدیمی و بی‌سرانجام تبدیل می‌کرد و از این که دعوا راه می‌انداخت، لذت می‌برد.<a href="http://kanon-ir.com/"><strong>مشاور خانواده</strong></a></p>
<p style="text-align: right;">چند سالی است اما «ترول» معنای دیگری پیدا کرده. وقتی در شبکه‌های اجتماعی و اینترنت گشت می‌زنید، با شبه‌کمیک‌استریپ‌هایی طرف هستید که در چند صحنه، شما را به خنده وامی‌دارند. این نقاشی‌ها به «ترول» معروف شده‌اند و اولین بار سایت ۴chan در سال ۲۰۰۸ از آن‌ها استفاده کرد. این نقاشی‌ها به مرور زمان شخصیت‌های ثابتی پیدا کرده‌اند و هر کدام در جای خود به کار می‌روند؛ مثل «برای همیشه تنها»، «آقای همیشه خندان»، «آقای بی‌فرهنگ» و&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">در <strong>شبکه‌های اجتماعی</strong> این ترول‌ها همه‌جا را تسخیر کرده‌اند، در خیلی از صفحات می‌توانید تصویر مرد خندانی را ببینید که با شیطنت تمام می‌پرسد: «مشکلی هست؟!». بیش‌از ۲۰ صفحه‌ فارسی زبان ترول پیدا می‌کنم که فقط برای انتشار ترول هستند؛ تعداد طرفداران بعضی صفحات به بیشتر از ۲۰۰ هزار نفر می‌رسد.</p>
<p style="text-align: right;">یک صفحه توجهم را جلب می‌کند، جایی که تمام ترول‌ها یک تصویر چند قسمتی هستند. جان تراولتا، بازیگر معروف هالیوودی، همراه با داین جانسون (قهرمان کشتی و بازیگر) و یک دختر سوار ماشین هستند و هر بار برای آن‌ها اتفاقاتی می‌افتد. گاهی بازیکنان فوتبال سوار ماشین هستند و گاهی جاستین بیبر و گاهی شخصیت‌های معروف دیگر، و هر بار با یک نفر شوخی می‌شود. با مسئول پیج، محمدرضا، صحبت می‌کنم. او می‌گوید: «چیزی که من می‌خواستم پیاده کنم، نئوترول بود، نه خود ترول. در ترول از آدم‌های خیالی استفاده می‌شود، اما در نئوترول تمام آدم‌ها شناخته‌شده و واقعی هستند.»</p>
<p style="text-align: right;">او می‌گوید که اولین ایده‌پرداز نئوترول است و می‌گوید در صفحه‌اش ترکیبی از ترول، کمیک‌استریپ و نئوترول کار می‌کند. او می‌گوید: «نئوترول را برای اولین بار در دنیا من درست کرده‌ام.» صفحه او در مدت کمتر از دو ماه، بیش از ۸۰ هزار عضو جذب کرده.</p>
<p style="text-align: right;">اگر در صفحات دیگر هم بگردید، می‌بینید این پدیده‌ تازه در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بسیار پرطرفدار است. صفحه ایجادشده به نام «ترول» که به زبان انگلیسی است، بیش از ۶۰۰ هزار طرفدار دارد و اگر صفحات دیگر ترول (مانند ترول فوتبالی) را به آن اضافه کنیم، می‌بینیم ترول میلیون‌ها طرفدار دارد. صفحه‌ «ترول» که به زبان فارسی است نیز حدود ۲۵۰ هزار طرفدار دارد که اگر دیگر صفحات ترول در شبکه‌های اجتماعی را به آن اضافه کنیم، می‌بینیم بیش از یک میلیون ایرانی طرفدار این پدیده نوظهور شده‌اند؛ که نشانه‌ محبوبیت ترول در بین کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی است.<em><a href="http://kanon-ir.com/">مشاور خانواده</a></em></p>
<p style="text-align: right;">غیر از شبکه‌های اجتماعی، چند سایت هم در زمینه ترول فعال هستند. مدیر سایتی که خود را مرجع ترول فارسی معرفی می‌کند، می‌گوید: «گمان من این است که با شناخت میزان علاقه‌ هر فرد به شخصیت‌های کمیک ترول یا وب‌طنز، به راحتی می‌توان به حالات روحی و رفتاری او پی برد و سر از ناشناخته‌های روحی و روانی او درآورد، و علت آن چیزی نیست جز آن‌که شخصیت‌های کمیک ترول و وب‌طنز کاملا طبیعی و قدرتمند و اصیل هستند.»</p>
<p style="text-align: right;">محسن، طنزپرداز و کاریکاتوریست، چند ترول درست کرده که استقبال خیلی خوبی از آن‌ها شده. از او می‌پرسم سوژه‌های ترول‌ها را از کجا پیدا می‌کند؟ می‌گوید: «از هر کجا که فکرش را بکنی! اصلا دیدن ترول‌های دیگر باعث می‌شود ایده بگیری و با دیدن ترول‌های دیگر، می‌توانی «زبان ترول» را یاد بگیری و آن‌وقت از سوژه‌های روزمره ترول درست کنی. من خودم موضوع بیشتر ترول‌هایم چیزهایی بوده که برای خودم اتفاق افتاده. بعضی وقت‌ها شکلک‌های چت یا ترول‌ها در ناخودآگاهت تبدیل به ژست‌هایی می‌شوند که حتی در خیابان هم جلوی چشمت می‌آیند.»<a href="http://tribuneazad.ir"><em> شبکه های اجتماعی</em></a></p>
<p style="text-align: right;">«ترول» حتی چشم بعضی نقاش‌ها مثل رسول را هم گرفته که بعد از دیدن چند نمونه از آن‌ها می‌گوید: «کارهای جالبی هستند و خوشم آمد.»</p>
<p style="text-align: right;">برای آن‌که حتی کاربران مبتدی هم ترول درست کنند، نرم‌افزارهایی ساخته‌شده که شکلک‌ها را به صورت پیش‌فرض دارد و کاربر می‌تواند آن‌ها را به سلیقه‌ خود بچیند و متن اضافه کند. از محسن می‌پرسم که با چه نرم‌افزاری این تصویرها را می‌سازد؟ پاسخ می‌دهد: «من با فتوشاپ کار می‌کنم. البته بیس و پایه‌ بعضی کارها را با دست می‌کشم.» او می‌گوید: «فکر می‌کنم روزی دوره‌ ترول هم تمام شود. آدم وقتی پیش خودش فکر می‌کند به خودش می‌گوید: نه! مگر می‌شود مردم از این تصاویر بامزه خسته شوند؟! ولی تجربه نشان داده که مردم بالاخره خسته خواهند شد، مثل «پَ نه پَ» و خیلی چیزهای دیگر. ولی به‌هرحال چون ترول‌ها تصویر هستند و انسان بیشتر اطلاعات را از تصاویر می‌گیرد، مخاطب بیشتر این مدل شوخی‌ها را دوست دارد و شاید ماندگارتر از بقیه‌ موج‌ها باشد.»</p>
<p style="text-align: right;">ترولی که امروز در شبکه‌های اجتماعی به کار می‌رود، سابقه‌ای کمتر از سه سال دارد و این موج در ژانویه سال۲۰۰۹ زمانی راه افتاد که سایت reddit زیرمجموعه‌ای به نام FFFFFFFUUUUUUUUUUUU راه‌اندازی کرد. این زیرمجموعه معمولا به نام ۱۲U7F شناخته می‌شود. (که این اسم هیچ وجه‌تسمیه‌ خاصی ندارد!) این زیرمجموعه به کاربران اجازه می‌داد تا کمیک‌های ساخته‌شده توسط خود را در آن مجموعه ثبت کنند. نتیجه‌ کار، ساخت تعداد زیادی شخصیت جدید شد مانند شخصیت: «همه چیز بهتر از آن‌چه که انتظار می‌رفت شده» شد.</p>
<p style="text-align: right;">مهتاب، گرافیست و تصویرساز است و به دلیل نسل‌چهارمی بودنش انتظار داشتم بهتر از گرافیست‌های قدیمی‌تر با ترول آشنایی داشته باشد و از آن‌ها خوشش بیاید. می‌گوید برای اولین بار ترول را در یکی از شبکه‌های اجتماعی دیده و در نگاه اول به نظرش تصویرهایی مسخره و زشت آمده. از او می‌پرسم در نگاه دوم چطور؟ می‌گوید: «باز هم همین‌طور. ولی وقتی با معنی و منظورش بیشتر آشنا شدم، بیشتر توانستم با آن ارتباط برقرار کنم.» وقتی از او می‌پرسم هیچ‌وقت وسوسه نشده که ترول طراحی کند، به شدت رد می‌کند و دلیلش را این‌طور توضیح می‌دهد: «من به‌عنوان یک تصویرساز در درجه‌ اول باید خلاقیت داشته باشم، و طراحی ترول به نظر من فقط کپی‌کاری است و هیچ خلاقیتی در آن نیست.» او هم مثل محسن فکر می‌کند ترول‌ها مانند بقیه‌ چیزها در دنیای مجازی – به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی- ماندگار نیستند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ترول‌های ترولستان</p>
<p style="text-align: right;">وقتی کلمه ترول را در گوگل مَپ جست‌وجو کنید، نقشه شما را به ناکجاآبادی در کنار دریای نروژ می‌برد در جزیره‌ای که حتی از اسلو (پایتخت نروژ) هم هیچ راهی برای سفر کردن به آن نقطه نخواهید داشت. اما وقتی با کتاب‌های کهن به نروژ هزار سال پیش سفر کنید وغرق در افسانه‌ها شوید، به منطقه‌ای در شمال نروژ می‌رسید که سرتاسرش را یخچال‌های طبیعی بزرگی فرا گرفته وموجوداتی که چهار انگشت در هر کدام از دست‌ها و پاهای خود دارند، با آن دماغ دراز و موهای زمخت روی صورت در آن سرزمین در میان کوه‌ها زندگی می‌کنند.</p>
<p style="text-align: right;">مردم حتی از دیدن این موجودات هم می‌ترسیدند و شب‌ها که این موجودات پیدایشان می‌شد، به خانه‌هایشان فرار می‌کردند. مردم اعتقاد داشتند آن‌ها از رئیسی به نام «دُورگوبن» پیروی می‌کنند و به دلیل منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، اسم «ترول»ها را روی این گروه گذاشتند.</p>
<p style="text-align: right;">بارزترین ویژگی این ترول‌ها این بود که می‌توانستند ظاهر خود را تغییر دهند، خود را به شکل زن‌هایی زیبا در بیاورند و با فریب دادن مردم آن‌ها را به کوه‌ها بکشند و شکارشان کنند.</p>
<p style="text-align: right;">وقتی از دل افسانه‌ها رها شویم و به پیدا کردن ریشه کلمه بپردازیم، اول از همه به زبان فرانسه می‌رسیم؛ کلمه «Troll» در زبان فرانسه اصطلاحی در شکار است که احتمالا از همان روش شکار ترول‌های شمال نروژ گرفته شده است. در زبان انگلیسی هم Troll به تکنیکی در ماهی‌گیری می‌گویند. اما تمام این اصطلاح‌ها پیش از ورود به دنیای اینترنت است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">تک‌نوازی با دو سیم</p>
<p style="text-align: right;">ناتانیل، نوازنده بی‌خانمانی است که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلاست و تنها آرزو و رویایش نواختن ویولن سل در سالن کنسرت والت دیسنی است. از طرفی استیو خبرنگاری است که به علت سیر نزولی در نویسندگی‌اش در شرف اخراج از روزنامه‌ای است که در آن کار می‌کند. برخورد اتفاقی او با ناتانیل که تبحر خاصی در زدن ویولن سل با دو سیم دارد، استیو را به تلاش وا می‌دارد تا به این مرد که دچار مشکلات روحی و روانی بسیاری است کمک کند تا بتواند به آرزویش تحقق ببخشد. خیلی زود اعتماد هر دو طرف به هم جلب می‌شود و استیو بر اساس زندگی ناتانیل ستونی را در روزنامه‌اش می‌نویسد که در نهایت خوانندگان ستون او از موقعیت ناتانیل آگاه می‌شوند و شهردار بودجه‌ای را به مراکز بی‌خانمان‌ها تعلق می‌دهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">دوستی باورنکردنی با یک تک‌نواز</p>
<p style="text-align: right;">وقتی برای اولین بار روزنامه‌نگاری به نام استیو لوپز در سال ۲۰۰۵ درباره نوازنده ویولن سلی که فقط با دو سیم می‌نواخت، در روزنامه لس آنجلس تایمز نوشت، ستون بی‌هیجانش تبدیل به پدیده سال شد و مردم استقبال بی‌نظیری از مقالات او کردند. استیو لوپز نوشته‌هایش را به گذشته این نوازنده نابغه اختصاص داده بود که با داشتن مشکلات شدید روحی و روانی به شکل یک بی‌خانمان در خیابان‌های شهر زندگی می‌کرد.</p>
<p style="text-align: right;">خواندن واقعیت تلخ زندگی این نوازنده چیره‌دست با نام ناتانل آیرز در ستون اختصاصی استیو لوپز، خیلی زود او را از یک بی‌خانمان تبدیل به یک پدیده کرد. سیل خروشانی از بسته‌هایی که در آن ویولن و ویولن سل بود و هزاران نامه و ایمیل در طرفداری از ناتانیل به لوپز سرازیر شد. این داستان تا جایی پیش رفت که لوپز تصمیم گرفت کتابی در مورد دوستی‌اش با ناتانیل بنویسد که این کتاب در سال ۲۰۰۸ منتشر می‌شود. نام کتاب این بود: «تک نواز، رویای گم‌شده. دوستی باورنکردنی و قدرت رهایی‌بخش موسیقی»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ناتانیل روی پرده می‌رود</p>
<p style="text-align: right;">وقتی کتاب لوپز منتشر شد، تهیه‌کنندگان زیادی به فکر افتادند که از این داستان ناب، فیلم بسازند. سیل پیشنهادها از سوی تهیه‌کنندگان سینما به‌سوی لوپز سرازیر می‌شود تا این‌که گری فاستر و راس کراسنف موفق می‌شوند نظر مثبت لوپز را جلب کنند.</p>
<p style="text-align: right;">فاستر در مورد داستان می‌گوید: «من و راس همیشه به دنبال داستان‌هایی بودیم که در مورد عشق و انگیزه مردم برای کمک به یکدیگر باشد. داستان لوپز تمام چیزی را که ما می‌خواستیم داشت. داستان دو مردی که به هم کمک می‌کنند. ناتانیل به استیو یاد می‌دهد تا انسانیت خود را بیشتر کشف کند و استیو به ناتانیل می‌آموزد که ارزش او از نوازندگی زیر پل‌های عابر و خیابان‌ها بیشتر است و باید به دنبال ارزش‌های اصلی زندگی‌اش برود.»</p>
<p style="text-align: right;">کراسنف نیز در مورد داستان این چنین می‌گوید: «سال‌هاست که روزنامه می‌خوانم و برای اولین بار بود که مطلبی این چنین مرا تحت تاثیر قرار می‌داد. لوپز توانسته بود با مطالبش نگاهی عمیق را از ما به زندگی خودمان و دیگران بدهد.»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ستون‌های روزنامه و اسکار‌نویس مشهور!</p>
<p style="text-align: right;">فاستر و کراسنف، سوزانا گرنت، فیلمنامه‌نویس نامزد اسکار را از استودیوی دریم ورکز برای نوشتن فیلمنامه انتخاب می‌کنند. اما راضی کردن او برای نوشتن فیلمنامه کار آسانی نبود، پس این دو تصمیم می‌گیرند به جای جلسات بی‌فایده شفاهی‌شان، تمام تکه روزنامه‌های مربوط به ناتانیل را که لوپز نوشته بود، از روزنامه جدا کنند و برای او بفرستند. چند روز بعد سوزانا گرنت با آن دو تماس می‌گیرد و ابراز علاقه‌ای شدید به نوشتن فیلمنامه‌شان می‌کند. گرنت می‌گوید: «وقتی اولین سطور ستون‌های جدا شده روزنامه به دستم رسید و آن را خواندم، فقط به یک چیز فکر کردم، نمی‌خواهم کس دیگری دستش به اینها برسد، پس با فاستر و کراسنف تماس گرفتم.»</p>
<p style="text-align: right;">سوزانا گرنت شروع به نوشتن فیلمنامه می‌کند. او برای نزدیک‌ترشدن به شخصیت‌ها، دیدارهایی را با لوپز و ناتانیل ترتیب می‌دهد و اوقات زیادی را با آنها می‌گذراند و بالاخره فیلمنامه نوشته می‌شود. مرحله بعد پیداکردن کارگردانی است که فیلم را بسازد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">یک انگلیسی در هالیوود</p>
<p style="text-align: right;">مدیر استودیو دریم ورکز به فاستر و کراسنف پیشنهاد می‌کند که از کارگردانی غیر‌هالیوودی استفاده کنند و جو رایت را به آنها پیشنهاد می‌دهد. فاستر و کراسنف نسخه‌ای از فیلمنامه را برای او می‌فرستند. جو رایت با خواندن فیلمنامه تماس می‌گیرد و می‌گوید: «فیلمنامه‌های زیادی از هالیوود را خوانده‌ام، اما هیچ‌گاه نخواسته‌ام به هالیوود بیایم، اما این فیلمنامه مرا به هالیوود می‌خواند. پس رایت به لس آنجلس می‌آید و از نزدیک محله بی‌خانمان‌های لس آنجلس را می‌بیند و قرارداد را با یک شرط خاص امضا می‌کند. شرط رایت این است که فیلم را با مردم بی‌خانمان و در محیط زندگی واقعی آنها بسازد.»</p>
<p style="text-align: right;">رایت می‌گوید: «وقتی مردم بی‌خانمان را دیدم، دلیل اصلی‌ام را برای ساخت فیلم پیدا کردم. آنها بی‌اندازه مهربان، با نمک و با صداقت‌ترین افرادی هستند که در عمرم دیده‌ام. آنها به‌راحتی می‌توانند زندگی‌ات را تغییر دهند. این افراد بسیار محروم هستند و هیچ‌گاه صدایشان در آمریکا به جایی نمی‌رسد، اما من می‌خواستم کاری کنم که فیلمم به آنها صدایی رسا بدهد. انتخاب بازیگران اصلی مرحله بعدی بود. جیمی فاکس به‌عنوان بازیگر نقش ناتانیل و رابرت دانی جونیور به نقش لوپز انتخاب می‌شوند. هر دو مدتی را با ناتانیل و لوپز اصلی می‌گذرانند و سرانجام بعد از شش ماه تمرین فیلم‌برداری شروع می‌شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بد نیست بدانید که&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">جو رایت سال ۱۹۷۲ یعنی زمانی که پدرش ۶۵ سال بیشتر نداشت! در لندن متولد شد. «تک‌نواز» بعد از «گازگرفتن کروکودیل»، «پایان»، «غرور و تعصب» و «کفاره» پنجمین فیلمی است که او کارگردانی کرده است.</p>
<p style="text-align: right;">جیمی فاکس برای بازی در نقش ناتانیل، شش ماه به‌طور فشرده صرف تکنیک‌های نواختن ویولن سل و ویولن می‌کند. بن هونگ، نوازنده ویولن سل ارکستر فلارمونیک لس آنجلس به جای ناتانیل در فیلم می‌نوازد. بن هونگ دوست صمیمی و قدیمی ناتانیل واقعی است که سبک نوازندگی او را کامل می‌شناسد.</p>
<p style="text-align: right;">در فیلم از ساز واقعی ناتانیل استفاده شده است، یعنی ویولن سلی با دو سیم! سوزانا گرنت در نوشتن فیلمنامه از تخیلش هم استفاده کرده است و برای لوپز همسر دومی را در نظر گرفته که در زندگی واقعی لوپز اینچنین نبوده است. در این فیلم از ۴۵۰ بی‌خانمان واقعی به‌عنوان سیاهی لشکر استفاده شده است.</p>
<p>منبع: com.مشاوره-خانواده</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۳۹۷۴۵۲</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-1336" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg" alt="3.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشاوره خانواده:تلویزیون و خانواده</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Jan 2015 14:11:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آگهی تبلیغاتی تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیر تلویزیون بر خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون و خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون و کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده و تبلیغات تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده و رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه تلویزیون و خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[مراکز مشاوره تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مرکز مشاوره تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره خوب خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[نقش تلویزیون در خانواده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1380</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا نگاه می‌کنیم؟ چقدر برایمان اهمیت دارد؟ اصلا جذب چه چیزش می‌شویم؟ چرا می‌رویم چند میلیون پول می‌دهیم تا یک پلاسمای 64 اینچش را داشته باشیم؟ اصلا تصویر چقدر در زندگی‌مان نقش دارد؟ خب بستگی دارد دیگر؛ شاید وقتی به یک عکس یا یک نقاشی یا یک بیلبورد تبلیغاتی نگاه می‌کنیم، آنچنان که باید تحت تاثیر قرار نمی‌گیریم و هیجان‌زده نمی‌شویم.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/">مشاوره خانواده:تلویزیون و خانواده</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>تلویزیون و خانواده</strong></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="text-align: right;">چرا نگاه می‌کنیم؟ چقدر برایمان اهمیت دارد؟ اصلا جذب چه چیزش می‌شویم؟ چرا می‌رویم چند میلیون پول می‌دهیم تا یک پلاسمای ۶۴ اینچش را داشته باشیم؟ اصلا تصویر چقدر در زندگی‌مان نقش دارد؟ خب بستگی دارد دیگر؛ شاید وقتی به یک عکس یا یک نقاشی یا یک بیلبورد تبلیغاتی نگاه می‌کنیم، آنچنان که باید تحت تاثیر قرار نمی‌گیریم و هیجان‌زده نمی‌شویم. اما وقتی پای این جعبه نسبتا جادویی می‌نشینیم، ماجرا قدری عوض می‌شود و می‌توانیم به‌راحتی مثل یک میخ به صندلی‌مان فرو برویم و ساعت‌ها برای تماشاکردنش وقت بگذاریم. بعضی وقت‌ها با دیدن آدم‌هایی که جلوی تلویزیون میخکوب شده‌اند، می‌توانیم صحنه اولین برخورد یک نوزاد با خودش در آینه را تصور کنیم. انگار آدم‌ها خودشان را و تمام چیزهای اطرافشان را و تمام جزئیات زندگی‌شان را در تلویزیون می‌بینند که این چنین محو تماشا می‌شوند.</p>
<p style="text-align: right;">اما این چهارچوب رنگ و جلا خورده عجیب و غریب، دردسرهایی را هم به بار می‌آورد که مطمئنا خیلی فراتر از تیتر تکراری «تاثیر <a href="http://tribuneazad.ir">تلویزیون</a> بر کودکان» است و همین هم باعث شده منتقدان زیادی در سراسر دنیا داشته باشد. بد نیست سرکی بکشیم، ببینیم بشر غربی کجاها با تلویزیون سرشاخ شده.<a href="http://kanon-ir.com"><strong>مشاوره خانواده</strong></a></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بمبی که از دودکش افتاد</p>
<p style="text-align: right;">فیلم «سگ را بجنبان» را دیده‌اید؟ رابرت دنیرو در یکی از دیالوگ‌هایش ادعا می‌کند جنگ خلیج فارس اصلا اتفاق نیفتاده و این فقط تصاویر تلویزیون  بودند که خبر از یک جنگ واقعی می‌دادند؛ در صورتی که اصلا جنگی در کار نبوده و آن‌چه که مردم دیدند و باور کردند، تصویر یک بمب بود که به دودکش یک خانه می‌افتد و بعدش هم بووووووم!</p>
<p style="text-align: right;">جالب است بدانید این ادعا اصلا دروغ نیست؛ همان‌طور که اصلا حقیقت ندارد. خیلی از منتقدین غربی هم این نظریه را قبل از آن‌که در فیلم بیاید، عنوان کرده بودند. هرچند استناد محکمی هم برای این ماجرا وجود ندارد. اما خب دیگر شاید خبری از جایی درز کرده و&#8230; این را به‌عنوان مقدمه داشته باشید تا برویم سراغ اصل قضیه. نظریه‌ای وجود دارد که می‌گوید تلویزیون واقعیت را از بین برده و فقط به خودش و دنیای لجبازی خودساخته‌اش می‌پردازد. این نظریه را امبرتو اکو، منتقد مشهور عنوان می‌کند و برای اولین نمونه به سریال‌های دنباله‌دار اجتماعی می‌پردازد. این سریال‌ها در آن سوی دنیا به Soap opera شهرت دارند و پخششان گاهی تا چند سال هم طول می‌کشد. دغدغه اصلی این سریال‌ها درگیری‌های اجتماعی گروهی از آدم‌هاست که هرچند وقت یک بار درگیر ماجرای جدیدی می‌شوند و طبیعتا باید حلش کنند. اکو معتقد است، این سریال‌ها بعد از مدتی ارتباطشان را با دنیای واقعی از دست می‌دهند و تمام اتفاقات فقط و فقط از نگاه گروه تولید تحلیل می‌شود و باعث می‌شود نگاه شخصی آدم‌ها درباره مسائل پیش رویشان به نوعی دچار تزلزل شود. چرا که تلویزیون به‌عنوان یک مرجع قابل اعتماد پذیرفته شده و به راحتی می‌توان از آن الگوبرداری کرد. البته او اضافه می‌کند که الزاما در همه شرایط تحلیل‌های شخصی با آن‌چه تلویزیون ارائه می‌دهد، ضدیت ندارد. شاید کمی گیج شده باشید. پس بهتر است نظریه مکمل ژان بودریار را هم بخوانید؛ او می‌گوید تلویزیون خود ارجاعی دارد و ارتباطش را با دنیای واقعی از دست داده است. مثالش را هم بخوانید، بعد بگویید، نیفتاد! بودریار به برنامه‌هایی اشاره می‌کند که از شبکه‌های مختلف تلویزیون پخش می‌شود و شباهت‌هایی به هم دارند. در چه چیزی؟ در نوع گریم، طراحی صحنه، روش فیلم‌برداری و جلوه‌های ویژه. یا از تلیغاتی نام می‌برد که روش‌های قدیمی‌تر تبلیغ را مسخره می‌کند و گاهی ما را به تصویرهای قدیمی‌تر ارجاع می‌دهد که قبلا به شیوه‌ای دیگر نمایش داده شده‌اند و از این طریق حس نوستالژی آدم‌ها را تحریک می‌کنند. او اضافه می‌کند رغابت تهیه‌کننده‌های تلویزیونی برای جذب مخاطب بیشتر هم مدام باعث می‌شود نگاه تولیدکننده‌ها بیشتر به داخل مجموعه تلویزیون و شبکه‌های دیگر باشد تا به روابط حقیقی آدم‌ها در اجتماع. او حتی روی مصاحبه‌های تلویزیونی هم حرف و حدیث دارد؛ اکو می‌گوید وجود افراد مشهور و جنس حرف‌هایی که می‌زنند، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه صرف گفته‌شدن آن حرف‌ها از تلویزیون است که برای مخاطب‌ها اهمیت دارد. برای همین هم می‌شنویم که می‌گویند: دیدی فلانی چه حرفایی در تلویزیون زد؟! واقعا که این حرف‌ها را در تلویزیون زدن جرأت می‌خواهد.</p>
<p style="text-align: right;">حالا بیایید قدری پا را فراتر بگذاریم؛ تمام چیزهایی که تا الان خواندید، گویای این مطلب بود که تلویزیون واقعیت را تحریف می‌کند. حالا اگر بخواهیم وارد دنیای مجازی شویم، با پدیده پیچیده‌تری به نام فراواقعیت روبه‌رو هستیم. یعنی دیگر چیزی برای تحریف‌کردن وجود ندارد و وقت ساختن دنیایی است که بالکل توسط رسانه پایه‌ریزی شده که معمولا حدس‌هایی درباره آینده می‌زند و جهان سال‌های بعد را می‌سازد. منتقدی به نام مایکل هم می‌گوید: «امور مجازی بازنمایی نیستند، زیرا چیزی برای بازنمایاندن وجود ندارد. بازنمایی یعنی نمایش‌دادن چیزی که در جایی وجود خارجی دارد.» به هر حال یادتان باشد این‌که فلان منتقد گفته و می‌گوید دلیلی بر قابل قبول‌بودن هم نیست. احتمالا همین حالا طرفداران فانتزی و ژانرهای تخیلی شمشیر را از رو بسته‌اند. خب غلاف کنید رفقا! اینها فقط بخشی از نگرانی بشر درباره از بین رفتن واقعیت است. همین!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">وسواسی‌های مصرف‌کننده</p>
<p style="text-align: right;">یکی دیگر از مسائلی که داد منتقدان را بر سر تلویزیون بلند می‌کند، ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. آنها معتقدند از آنجایی که تلویزیون برای بقای خودش به مخاطب نیاز دارد، مجبور است از هر ترفندی برای نشاندن آدم‌ها جلوی جعبه جادویی خودش استفاده کند. این هم توضیح دارد. عجله نکنید. <a href="http://tribuneazad.ir">تلویزیون</a> یک انتخاب محدود به شما می‌دهد و تمام حق انتخابتان را می‌گیرد. شما کنترلی در دست دارید و می‌توانید از بین شبکه‌ها یکی را انتخاب کنید و این حس قدرت را به شما القا می‌کند. اما هیچ وقت نمی‌توانید نوع برنامه‌ای که در حال پخش است را تعیین کنید یا اعمال نظر کنید و بگویید می‌خواهید فلان برنامه زنده را از طریق دوربینی که در جای دیگر صحنه کار گذاشته شده، تماشا کنید و این کارگردان تلویزیونی است که به جای شما تصمیم می‌گیرد. یا قبول کنید، یا خاموشش کنید. ژان بودریار معتقد است این سیستم خلاقیت فردی را از بین می‌برد و مثال جالبی می‌زند: «وقتی برای سالم نگه‌داشتن بدنتان، مدام سخت‌گیری می‌کنید و از انواع مواد ضدعفونی‌کننده برای محیط‌تان و انواع لوازم بهداشتی که هر یک تنها یک وظیفه کوچک را انجام می‌دهند، استفاده می‌کنید. در حقیقت سیستم دفاعی بدنتان را تنبل می‌کنید؛ تا جایی که بدون ابزار بیرونی، توانایی دفاع‌کردن از خودش در برابر یک سرماخوردگی ساده را هم از دست می‌دهد.» به همین ترتیب شما آن‌قدر از تلویزیون استفاده می‌کنید و آن‌قدر به آن اطمینان می‌کنید که احساس می‌کنید برای تمام مشکلات شما چاره‌ای در آستین دارد. اما زمانی که با یک پدیده از نزدیک آشنا می‌شوید، تمام تصورتان از بین می‌رود. می‌شود با دیدن یک فیلم مستند درباره خوابیدن در کوه، کوله‌پشتی را جمع کرد و به کوه رفت؛ آن هم برای شب مانی.<em><a href="http://kanon-ir.com">مشاوره خانواده</a></em></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">آیا باز هم همه چیز به همان اندازه ساده و لذت‌بخش خواهد بود؟</p>
<p style="text-align: right;">اطمینان به تلویزیون در مقوله تبلیغات هم جایگاه ویژه‌ای دارد. مطمئنا یک آگهی تبلیغاتی تلویزیونی پرزرق و برق و خوش‌ساخت، شما را وادار می‌کند حداقل برای یک بار هم که شده آن کالا را استفاده کنید. مخصوصا اگر اجناس گران قیمتی مثل اتومبیل نباشد. اما این زرق و برق هرگز نمی‌تواند کیفیت را هم تضمین کند و از آنجایی که شما یک مصرف‌کننده خوب هستید، حداقل یک بار را باید امتحان کنید تا اگر کیفیتی هم وجود ندارد، خودتان تجربه‌اش کنید. می‌دانید چند میلیون نفر می‌توانند فقط یک بار امتحان کنند و این چند میلیون نفر می‌توانند چه پولی را وارد جیب کمپانی تولیدکننده بکنند و کمپانی هم چه پولی را وارد جیب مبارک تلویزیون؟</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بدجنسی آقای بدنام</p>
<p style="text-align: right;">لیوان شیرش رو گذاشت روی میز و سیگاری روشن کرد؛ عصبی بود و محکم به سیگار پک می‌زد. به روبه‌رویش نگاه تحقیرآمیزی کرد و بلند شد رفت طرفش. یه نیشخندی زد و با خباثت بهش گفت: «چیه احمق جون، تا حالا نیگا نیگا می‌کردی، حالا روتو برمی‌گردونی، هان! می‌خوای داد بزنی؟ بزن. هیچ اهمیتی برام نداره. این‌قدر داد بزن تا جونت دربیاد. چیه اصلا؟ تو غلط کردی اومدی اینجا که حالا بخوای واسه من لات‌بازی دربیاری، داد بزن، داد بزن؛ اما بدون گوش من نمی‌خواد صدای تو رو بشنوه.»</p>
<p style="text-align: right;">کمی عصباتی‌تر شده بود. داشت می‌رفت به سمت جنون که یه کاری دستش بده، خدا رو شکر چیزی دم دستش نبود، وگرنه خدا می‌دونه چه اتفاقی ممکن بود بیفته. سیگارش هنوز نفس داشت و اطرافش پر شده بود از دود سیگار. یکدفعه بلند شد رفت طرفش، بهش گفت: «خیال کردی گول اون چشم‌های کوچولوت رو می‌خورم؟ کور خوندی، زهی خیال باطل، زهی آرزوی محال، چیه؟ داشتی داد می‌زدی، حالا مثلا مهربانانه نگاه می‌کنی که چی بشه؟ که بذارم بری؟ نه عزیزم، نه.»</p>
<p style="text-align: right;">هرچقدر بیشتر داد می‌زد، اون بیشتر سکوت می‌کرد، یعنی همش سکوت بود و هیچی، واسه همین کمی احساس عذاب وجدان داشت احاطه‌اش می‌کرد. نمی‌دونست چرا به اینجا کشید، نمی‌دونست به خاطر قضایای صبح ناراحته یا&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">زیر لب به خودش لعنت می‌فرستاد، احساس کرد یه بغضی توی گلوش گیر کرده، می‌خواست گریه کنه، می‌خواست بغلش کنه و بابت همه چیز عذرخواهی کنه، اما نمی‌تونست؛ نه این‌که نخواد، نمی‌تونست.</p>
<p style="text-align: right;">یه خنده تلخی کرد و گفت: «کاش می‌شد صدات رو بشنوم، کاش.» بعد یه نگاهی به دستش کرد، یه نگاهی به پیکر نحیف اون.</p>
<p style="text-align: right;">طوری که نترسه، رفت طرفش و گفت: «بیا عزیز دلم، بیا اینم دونَتْ مورچه احمق من، حالا هی من رو اذیت کن، یه لطفی کن و زود برو، می‌خوام تنها باشم!»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">تو این خرسه رو خونه داری</p>
<p style="text-align: right;">دست پسرم را گرفته‌ام و به دنبال خودم می‌کشم. پسرم فکر می‌کند من یک کُنتس تمام‌عیارم. هرچه را که می‌بیند، می‌خواهد و سوالش همیشه از من این است که چرا آن کارت آبی را توی دل آن موجود همیشه سرپا ایستاده کنار پاساژ فرو نمی‌کنم تا پول‌ها سرازیر شود. و توضیحات من در برابر چشم‌هایش که از دیدن ماشین‌های گنده شارژی برق می‌زند، بی‌فایده است. فرقی هم ندارد؛ او همه را می‌خواهد، ماشین‌های کوچولوی آهنی که خودم هم عاشقشان هستم، استخرهای بادی کوچک و بزرگ، تی‌شرت اسپایدرمن و بتمن، اسباب‌بازی‌های مسخره‌ای که پنج دقیقه‌ای دل و روده‌شان را می‌ریزد بیرون و فاتحه‌شان را می‌خواند و فروشنده‌هایش هم پسرهای سیاه و کوچکی هستند که مثل کنه بهت می‌چسبند و آن‌قدر خاله خاله می‌کنند تا مجبور شوی یا سرشان داد بزنی یا ازشان یک چیزی بخری که نمی‌دانی اصلا به چه کارت می‌آید. توی این بلبشو مدام باید برای پسرم توضیح دهم که لنگه همه اینها را توی خانه دارد و این‌که به‌درد نمی‌خورند و این‌که یک روز، بله بالاخره یک روز تمام اینها مال او می‌شود. کل این پاساژ و اسباب‌بازی‌های داخلش! جلوی پاساژ زیتون می‌رسیم. دختری که نمی‌دانم چندساله است یا اساسا دختر است، زن است، پسر است که چادر سرش کرده یا اصلا&#8230; بگذریم، روی زمین نشسته و یک دستش انگار از مچ قطع شده است و انگار که همین حالا این اتفاق افتاده باشد، اطرافش را بتادین و باند و هزار کوفت دیگر زده‌اند. می‌دانم که نباید نگاه کنم که تا روزها و حتی سال‌ها، منظره‌اش دست از سرم برنمی‌دارد. اما یک کار آدم بزرگانه می‌کنم. دست پسرم را می‌کشم و دختر را نشانش می‌دهم و شروع می‌کنم که: «ببین این دختر بیچاره دست نداره، غذا نداره بخوره، مامان نداره، اسباب‌بازی نداره، لباس نداره، خونه نداره، هیچ چی و هیچ کس رو نداره&#8230;» تند رفته‌ام، پسرم پشت سرم جا مانده، توی دلش خالی شده، پاهایش جلو نمی‌آید، برای چند ثانیه تمام سوالاتش یادش می‌رود، مبهوت و گیج است. وارد پاساژ می‌شویم، گاوهای عروسکی رقاص را می‌بینم، اما پسرم از کنارشان می‌گذرد، تی‌شرت شرک و خره و اژدها، شکلات‌ها و آبمیوه‌های خارجی با بسته‌بندی‌های خوشگلشان که پای آدم بزرگ‌ها را هم سست می‌کند، حتی پاستیل‌های دندان مصنوعی و مار را هم انگار نمی‌بیند.<a href="http://tribuneazad.ir"><em>تلویزیون و خانواده</em></a></p>
<p style="text-align: right;">من اما چشمم دنبال یک کیف بنفش می‌دود که ۳۵ قیمت خورده است. چشم‌هایم را می‌بندم و دارم فکر می‌کنم ارزشش را دارد یا نه که صدای پسرم مرا به خودم می‌آورد: «چرا اون دختره مامان نداشت؟ خدا مامانش رو مرده کرده بود؟ دستش چرا خونی بود، بقیه‌اش کجا بود پس&#8230;؟»</p>
<p style="text-align: right;">من خرس گنده خجالت می‌کشم، به دست‌هایم نگاه می‌کنم که سر جایشان هستند، به کیفم که هرچند بنفش نیست، اما خوشگل است و&#8230; آدم می‌شوم و زود می‌روم سمت در پاساژ که پسرم پشت سرم قایم می‌شود: «نه از اینجا نه، من از اون&#8230; می‌ترسم، نه، نریم بیرون.» راه می‌افتیم و از در دیگری می‌آییم بیرون. صدای بوق ماشین شوهرم را می‌شنویم. مثل بچه آدم می‌رویم و سوار می‌شویم. نه بهانه می‌گیریم، نه چیزی ازش می‌خواهیم، نه زر می‌زنیم که از گرما مردیم؛ چون یک جفت دست خوشگل داریم، با کفش، با لباس و با خانه‌ای که کولر دارد، آن هم سه تا!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">وقتی همه خواب بودند</p>
<p style="text-align: right;">درباره ایدز زیاد شنیده و خوانده‌ایم، اما درست در روزهایی که بسیاری از کشورها با افزایش بهداشت و آموزش میزان ابتلا از طریق روابط جنسی را کاهش داده‌اند، جدیدترین آمار وزارت بهداشت خبر از افزایش ابتلا به این بیماری از طریق رابطه جنسی می‌دهد. بیایید روراست باشیم. واقعیت چیزی نزدیک‌تر از نوشته‌های داخل روزنامه‌ها و مجله‌هاست. کافی است کمی با دقت به دوروبرمان نگاه کنیم. مسئله بغرنج‌تر از این حرف‌هاست و این بار شوخی‌بردار نیست. برای این‌که با واقعیت نادانسته‌هایمان روبه‌رو شویم، مهمان یکی از مراکز آموزش بهداشت جنسی شدم، راه‌های ممکن آموزش بهداشت جنسی را از زبان یکی از استادهای مرکز شنیدم. حالا همه آن نگرانی‌ها را روبه‌روی شما و شاید مدیران می‌گذاریم تا شاید سال دیگر از پیشرفت برنامه‌های کنترل بیماری‌های واگیردار حرف بزنیم و نه نگرانی از فراگیری بیماری‌های واگیردار جنسی.</p>
<p style="text-align: right;">در یکی از خوش‌آب‌وهواترین نقاط تهران در غرب پایتخت کلینیکی مرکز کلاس‌های بهداشت جنسی و آموزش پیش از ازدواج شده است. وارد کلینیک که می‌شوم، اولین چیزی که توجهم را جلب می‌کند، پوسترهای متعددی است که روی درودیوارها نصب شده‌اند. یک دسته درهم و برهم بروشور از انواع و اقسام وسایل پیش‌گیری از بارداری روی میزِ عسلی کنار صندلی‌های انتظار، پخش‌وپلا شده‌اند. درون قفسه شیشه‌ای چسبیده به میز منشی نیز همان وسایل داخل بروشورها چیده‌شده کنار هم خودنمایی می‌کنند. روی تابلوی اعلانات تصویر بزرگی از تعدادی جوان شمع به دست چسبانده‌اند که با فونت درشت کنارش نوشته شده: «درباره ایدز بیشتر بدانیم.» هنوز سیر و سیاحتم در بخش انتظار تمام نشده که خانم منشی صدایم می‌کند و به داخل اتاق دعوت می‌شوم.</p>
<p style="text-align: right;">دکتر پیرزاد، متخصص مامایی است و ۱۵ سالی می‌شود در زمینه بهداشت جنسی فعالیت می‌کند. به گفته او هم زنانی که شرکای جنسی متفاوت دارند و هم زنانی که همسرانشان با شرکای جنسی مختلف ارتباط دارند، برای مشاوره به این مرکز مراجعه می‌کنند. اما آن‌چه که او را نگران می‌کند، نه مراجعه گروه‌های مختلف زنان مبتلا یا در معرض بیماری است، بلکه ناآگاهی آن‌ها از ابتدایی‌ترین و اصولی‌ترین مباحث بهداشت جنسی است: «متاسفانه صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها توجه کمی به مسئله آموزش بهداشت جنسی داشته‌اند و غالبا موضوعات را در هزاران لفافه بیان می‌کنند. برای همین بیشتر افرادی که به ما مراجعه می‌کنند، وسایل جلوگیری را اصلا نمی‌شناسند و نمی‌دانند چگونه می‌توانند از خود و شریک جنسی مراقبت کنند. درصورتی که آمار رو به رشد بیماری‌های مقاربتی نشان می‌دهد که رودربایستی آموزشی هر سال وضع را بدتر کرده است.»</p>
<p style="text-align: right;">برای او بروشورها و کتابچه‌های کوچک آموزشی بخشی از این حرکت هستند و راه اصلی را کنار گذاشتن «تعارف» می‌داند: «در این مسائل می‌بایست رودربایستی را کنار گذاشت و بی‌تعارف جوانان را از خطرهای محتمل آگاه کنیم. چرا جوان امروز نباید بداند که آمار ایدز به چه دلیل روزبه‌روز افزایش می‌یابد. شک نکنید که جوان آگاه تلاش می‌کند تا از در معرض خطر قرار گرفتن دور شود. ناآگاهی آن‌قدر است که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از جوانان مراجعه‌کننده به ما فقط در مورد شیوه‌های پیش‌گیری از ابتلا به آن آشنایی دارند.»</p>
<p style="text-align: right;">تلفن همراه خانم دکتر مدام زنگ می‌خورد. نگاهی به گوشی می‌اندازد و می‌گوید: «پسران و آقایان به دلیل مسائل شرم و حیا مراجعه حضوری نمی‌کنند و مشاوره تلفنی می‌گیرند.»</p>
<p style="text-align: right;">پیرزاد سعی می‌کند کوتاه و واضح به سوال‌های مرد پشت خط پاسخ دهد و سریع به مصاحبه بازگردد. می‌پرسم آیا برای رفع ناآگاهی جوانان کاری هم در این مرکز انجام شده است؟</p>
<p style="text-align: right;">دکتر پیرزاد می‌گوید: «ما دوره‌های آموزش بهداشت جنسی را مرتبا در این موسسه برگزار می‌کنیم که اتفاقا در کنار زوج‌های جوان میزبان جوانان مجرد هم می‌شویم. هرچند معمولا تعدادشان خیلی کم است.»</p>
<p style="text-align: right;">به گفته او در کل این کلاس‌ها حدودا ۱۰ درصد شرکت‌کننده‌ها را جوانان مجرد تشکیل می‌دهند و بقیه برای پاسخ گرفتن در مورد مسائل جنسی در کلاس شرکت می‌کنند. البته در این مرکز جلسه مجزایی برای تشریح بیماری‌های مقاربتی و ایدز راه‌های ابتلا به هریک و مهم‌تر از آن راه‌های پیش‌گیری از آن را برگزار می‌کنند.</p>
<p style="text-align: right;">با این‌که او از شرکت نکردن جوانان در این کلاس‌ها خشنود نیست، اما معتقد است که جوانان تشنه اطلاعات هستند، اما وقتی همه راه‌ها بسته باشد، به دنبال کشف جواب از راه‌های نادرست می‌روند.</p>
<p style="text-align: right;">مشاور این مرکز از پیشنهاد آزمایش اچ‌آی‌وی برای جوانان در شرف ازدواج می‌گوید: «قبلا آزمایش اچ‌آی‌وی شاید چندان رسم نبود، اما اخیرا به همه توصیه می‌کنیم و در صورت مشاهده نمونه آزمایش مثبت آن‌ها را به مراکز بهداشتی درمانی مخصوص معرفی می‌کنیم تا مورد مشاوره و درمان قرار بگیرند.»</p>
<p style="text-align: right;">او توضیح می‌دهد: «معمولا وقتی نتیجه اولیه مثبت است، از لحاظ روانی فشار وحشتناکی به فرد وارد می‌شود و مسئله را نمی‌پذیرد و کل موضوع را انکار می‌کند. اما با راهنمایی مشاوران و انجام آزمایش دوم در صورت تایید دوباره بیمار با آمادگی وارد مرحله پذیرش می‌شود و برای جلوگیری از شیوع آن یا مبتلا نشدن عزیزانش تلاش می‌کند.»</p>
<p style="text-align: right;">حرف‌های او حکایت از زنجیره فعالیت‌هایی دارد که پشت درهای بسته در یکی از مراکز درمانی غرب تهران انجام می‌شود. برای همین فعالیت‌ها هم تبلیغ محیطی نمی‌شود و فقط مراجعان به مرکز یا معرفی‌شده‌ها به آن‌جا از آن آگاه می‌شوند.</p>
<p style="text-align: right;">کلینیک مشاوره جنسی در یک ساختمان قدیمی در خیابانی پررفت‌وآمد قرار دارد. برای این‌که بدانم چقدر فعالیت این مرکز شناخته شده است، به سراغ دو دختر جوان می‌روم و نشانی «کلینیک مشاوره جنسی» را می‌گیرم. خیلی آرام می‌گویند: «اطلاعی ندارم»!</p>
<p>منبع: com.مشاوره-خانواده</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۳۸۹۶۵۴</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-1336" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg" alt="3.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/">مشاوره خانواده:تلویزیون و خانواده</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشاور خانواده:بازار داروهای تقویت قوای جنسی</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Jan 2015 13:34:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش رابطه جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تقویت قوای جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[داروهای تقویت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[داروهای گیاهی تقویت قوای جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه جنسی زن]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه جنسی مرد]]></category>
		<category><![CDATA[قوای جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاورخانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره رابطه جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات قوای جنسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1373</guid>

					<description><![CDATA[<p>مکمل تقویت قوای جنسی، راهی برای تقویت بنیان خانواده، معجزه داروی تقویت قوای جنسی را یک بار تجربه کنید، دیگر نگران کم‌توانی جنسی خود نباشید</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d8%a7/">مشاور خانواده:بازار داروهای تقویت قوای جنسی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong> داروهای تقویت قوای جنسی</strong></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p>مکمل <a href="http://tribuneazad.ir"><em><strong>تقویت قوای جنسی</strong></em></a>، راهی برای تقویت بنیان خانواده، معجزه داروی تقویت قوای جنسی را یک بار تجربه کنید، دیگر نگران کم‌توانی جنسی خود نباشید&#8230;</p>
<p>این روزها اگر به مجلات خانوادگی سر بزنید، سایت‌های تبلیغاتی را زیر و رو کنید و یا به شبکه‌های ماهواره‌ای دسترسی داشته باشید، حتما چشمتان به آگهی‌های این‌چنینی خورده. داروهای تقویت قوای جنسی در کنار داروهای ترک اعتیاد، بیشتر تبلیغات این رسانه‌ها را دارند. ادعای اصلی فروشندگان این محصولات، گیاهی‌بودن و بدون عوارض جانبی‌بودنشان است و این‌که تاییدیه بهداشتی خود را از مراکز معتبری گرفته‌اند. ما هم سراغ این آگهی‌ها می‌رویم و در مورد داروهایشان اطلاعات می‌گیریم. این گزارش، شرح جست‌وجوی ما، میان آگهی‌های تقویت قوای جنسی است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>با جین سینگ تقویت شوید!</p>
<p>شروع به تماس‌گرفتن با شماره‌های تبلیغاتی می‌کنیم. خیلی از این فروشنده‌ها و برندهای مدعی، از طرف وزارت بهداشت غیرمجاز شناخته شده‌اند. به گفته مدیران فروش آنها، ماده اصلی داروهای تقویت قوای جنسی، گیاهی تایلندی با نام جین سینگ است.</p>
<p>جین سینگ یک ریشه گیاهی است که باعث تقویت انرژی در بدن می‌شود. با یکی از مدیران فروش این محصول تماس می‌گیرم. آقای «م» خیلی خجالتی است و بعد از کلی این پا و آن پاکردن می‌گوید: «من ترجیح می‌دم با آقاتون صحبت کنم!» به آقای «م» اطمینان می‌دهم که ما برای خرید عمده با او تماس گرفته‌ایم و بازاریاب‌های شرکت تجاری هستیم. او می‌گوید: «ما دو نوع دارو داریم که هیچ کدامشان عارضه جانبی ندارند و مورد مصرف آقایان قرار می‌گیرند. داروهای ما صد درصد گیاهی است و از ریشه گیاهان هندی و تایلندی تهیه می‌شود.</p>
<p>این داروها در بسته‌های صدتایی به فروش می‌رسند و قیمت هر بسته آن ۱۲۰ هزار تومان است و باید روزی بین دو تا چهار قرص را مصرف کنیم تا دارو بتواند اثر مفید خود را روی بدن بگذارد.» از آقای «م» می‌پرسم که آیا داروی آنها تاییدیه وزارت بهداشت را دارد یا نه، او می‌گوید: «نه خانم! ما تاییدیه جای مهم‌تری را داریم. تاییدیه مرکز فضانوردی ناسا!!» وقتی تعجب من را می‌بیند، ادامه می‌دهد: «آخر ما نمایندگی کمربندهای ویبره لاغری را هم داریم که ناسا برای فضانوردانش تجویز کرده و به این محصول ما تاییدیه داده. برای همین محصولات دیگر ما را هم به وسیله پزشکانش مورد آزمایش قرار داد و بعد از دیدن اثرات مفید این محصولات، به همه آنها تاییدیه داد.»</p>
<p>محصول دیگری که سراغش می‌روم، اولین دستگاه مکانیکی تقویت قوای جنسی است، چون هرطوری که بخواهم در موردش توضیح بدهم، حذف می‌شود فقط این نکته را می‌گویم که مدیر فروش این دستگاه که اسمش «لارجر باکس» است، به ما می‌گوید: «این دستگاه سال‌هاست که در اروپا استفاده می‌شود و بدون هیچ عارضه‌ای، در خدمت خانواده‌های گرم ایرانی است و قیمت آن تنها ۱۷۹ هزار تومان است.»<a href="http://kanon-ir.com"><strong>مشاور خانواده</strong></a></p>
<p>خانم «ف» هم یکی دیگر از فروشنده‌هایی است که با او تماس می‌گیرم و به ما قرص ویگاریکس را پیشنهاد می‌کند. قرص ویگاریکس از همان گیاه جین سینگ تهیه شده. او می‌گوید: «علاوه بر تقویت قوای جنسی، هزار خاصیت دیگر هم دارد.»</p>
<p>خانم «ف» تمام خاصیت‌هایش را برایم پشت سر هم ردیف می‌کند. او می‌گوید: «تقویت‌کننده عضلات، حافظه، بازکننده عروق و ضدمیگرن هم هست. تازه کلی خاصیت دیگر هم دارد که چون تخصصی است و شما سر درنمی‌آوری، از گفتنش صرف‌نظر می‌کنم. قیمتش هم ۱۰۰ هزار تومان است.» در مورد نحوه استفاده از این قرص سؤال می‌کنم. او می‌گوید: «باید دوره درمان را تا چهار بسته ادامه بدهید. روزی چهار عدد از قرص‌ها را با چهار لیوان آب می‌خورید. مطمئن هم باشید که هیچ عارضه‌ای ندارد. البته اگر داروی به‌صرفه‌تری بخواهید، داروی Bigboy را پیشنهاد می‌کنم. هر بسته‌اش ۳۰ هزار تومان است و همان کار ویگارکیس را انجام می‌دهد. فقط فرقش با ویگارکیس این است که ویگارکیس تاییدیه وزارت بهداشت خودمان را دارد، ولی Bigboy از ناسا تاییدیه می‌گیرد!»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>بعد از گرفتن این اطلاعات، سراغ عطاری‌ها می‌روم. پشت شیشه اکثر عطاری‌ها، با خطی خوش، کنار خواص عرق شاه‌دانه و کپسول‌های لاغری، در مورد داروهای تقویت قوای جنسی اطلاعاتی داده شده. اولین عطاری که به آن سر می‌زنم، عطاری آگاه است. آقای آگاه خوش‌برخورد است و می‌گوید: «بیشتر از مردها، خانم‌ها سراغ این داروها را می‌گیرند.» و می‌خندد و توضیحاتش را اضافه می‌کند: «هیچ کدام از این داروهایی که در ماهواره و مجله‌ها تبلیغ می‌شود، اثر درستی ندارد. اگر کسی ناتوانی جسمانی دارد، باید به پزشک مراجعه کند و مشکلش را حل کند. اما اگر کسی بخواهد انرژی‌اش را افزایش دهد، باید از این معجون‌های عسلی استفاده کند که محتوی عسل، کنجد، پسته و بادام است.</p>
<p>البته، یک معجون جدیدی هم برایمان آمده که حاوی زبان گنجشک، عرق مار، پسته و زنجبیل است و اسمش معجزه تقویت قوای جسمانی است. قیمت یک شیشه‌اش هم ۱۰ هزار تومان است.» موقع خارج‌شدنم از عطاری، آقای آگاه می‌گوید: «به همسرت بگو اگر روزی یک زرده تخم‌مرغ را با شیر و عسل و کاکائو مخلوط کند، مشکلشان زود حل می‌شود و دیگر نیازی به خرج بیخودکردن نیست!»</p>
<p>مغازه بعدی، یک عطاری معروف در پیچ شمیران است. حکیم این عطاری، دکتر رضاییان، خیلی حال و حوصله صحبت‌کردن ندارد. در مورد داروهای تقویت جنسی از او سؤال می‌کنم.</p>
<p>او می‌گوید: «باید مریضت را ببینم و بعد از معاینه به او دارو بدهم، اما اگر خجالت می‌کشد و اهل آمدن به اینجا نیست، از این معجون‌های عسلی بگیر و روزی پنج قاشق به او بده. حالش را بهتر می‌کند.» وقتی می‌خواهم سؤالات بیشتری از او بپرسم، با عصبانیت می‌گوید: «دخترجان خجالت بکش! تو چقدر رو داری. بگو یه مرد بیاد اینجا!»</p>
<p>در عطاری بعدی باز هم به همان گیاه جین سینگ می‌رسم. همان ریشه تایلندی اعجاب‌انگیز را می‌گویم. آقای عطار می‌گوید: «بیشتر داروهای تقویت قوای جنسی، مخصوص مردان هستند. این داروها مشکل کم‌توانی را به‌طور کامل حل نمی‌کند، اما می‌تواند کمی وضعیت بیمار را بهتر کند. ریشه گیاه جین سینگ را با گل سرخ و زنجبیل مخلوط می‌کنیم و به شکل کپسول درمی‌آ‌وریم. هر بسته این دارو ۲۰ هزار تومان و حاوی ۸۰ عدد کپسول است.»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>از آقای عطار می‌پرسم که بیشتر چه کسانی برای خرید این داروها به عطاری سر می‌زنند؟ او می‌گوید: «بیشتر مردان جوان خریدار این داروها هستند. مردانی که تازه ازدواج کرده‌اند و یا به خاطر مشکلات جنسی زندگی‌شان در حال متلاشی‌شدن است. خیلی از پسرها هم می‌آیند و معجون‌های ساختنی می‌خواهند که ما نداریم.»</p>
<p>آقای عطار بعد از کمی مکث می‌گوید: «البته یک مورد خاص هم داشتیم. یکی دو سال پیش بود که مردی مسن هر روز به بهانه خرید داروهای مختلف گیاهی به مغازه‌ام می‌آمد، مرتب از من خرید می‌کرد. از عرق گیاهی بگیر تا تخم گیاه‌های مختلف. می‌فهمیدم چیزی می‌خواهد که رویش نمی‌شود آن را طلب کند. بعد از مدتی خودم رک به او گفتم که یا بگوید واقعا چه می‌خواهد یا این‌که دیگر به مغازه‌ام نیاید. دست آخر با کلی من و من کردن گفت که ۵۹ سال دارد و تازه با دختری ۲۱ ساله ازدواج کرده، حالا <strong>داروی تقویت قوای جنسی</strong> می‌خواهد. دارویی را که می‌خواست، به او فروختم، اما افاقه نکرد. بعدها شنیدم دخترک حاضر به زندگی‌کردن با او نشد و بعد از دو سال طلاق گرفت.»</p>
<p>آقای مرتضوی یکی از ویزیتورهای سابق این داروها در مورد اثرات <em>داروهای تقویت قوای جنسی</em> می‌گوید: «به جرأت می‌توانم بگویم هیچ کدام از این داروها اثری ندارند و اثرشان بیشتر تلقینی است. گاهی استفاده از این نوع داروها به شما این تفکر را می‌دهد که حتما مشکلتان حل می‌شود.</p>
<p>در طول کارم خیلی‌ها تماس می‌گرفتند و بابت تولید این دارو از ما تشکر می‌کردند و خیلی‌ها هم تماس می‌گرفتند و گلایه می‌کردند. اما گاهی هم می‌تواند استفاده از این داروها و دستگاه‌ها خطرات جبران‌ناپذیری داشته باشد. مثل دستگاه وکیوم همراه که تقریبا در همه داروخانه‌ها موجود است و می‌تواند بیماری‌های جدی را به همراه داشته باشد. من که فکر می‌کنم بهترین راه برای حل این مشکلات این است که به پزشک مراجعه کنید!»</p>
<p>بعد از این پرس‌وجوها سراغ دکتر شهریاری، اورولوژیست و یکی از جراحان تغییر جنسیت در خاورمیانه می‌رویم. دکتر شهریاری از همان اول آب پاکی را روی دستمان می‌ریزد و از بیخ و بن تمام این داروها و دستگاه‌ها را رد می‌کند. او می‌گوید: «باعث تاسف است که چنین چیزهایی که باعث رواج شارلاتانیسم می‌شود، در روزنامه‌های صبح و مجلات تبلیغات گسترده‌ای دارند. در مورد دستگاه‌هایی که در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود، باید بگویم که تا به حال تحت هیچ شرایطی چنین دستگاهی اختراع نشده که با استفاده از آن بشود قوای جسمانی را تقویت کرد. این دستگاه‌ها رواج شارلاتانیسم در کشور است و به دلیل آن‌که هیچ مرجعی نظارت روی این‌جور تبلیغات را درست برعهده ندارد، ما این تبلیغات را می‌بینیم، از آنها استفاده می‌کنیم و تا آخر عمر هم باید با عوارض غیرقابل جبران آن دست و پنجه نرم کنیم. در مورد داروهایی همه که چه در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود و چه در مغازه‌های موسوم به عطاری موجود است، باید چند نکته را بگویم. اول این‌که نگاه سنتی در همه جوامع وجود دارد، چه در چین، چه در ایران و چه در سانفرانسیسکو و می‌تواند خسارت جبران‌ناپذیری را وارد کند. جدا از آن هر چیز گیاهی الزاما خوب نیست. شما اگر هفت دانه بادام تلخ را به یک بچه سه ساله بدهید تا بخورد، به او گیاه داده‌اید، اما باعث مرگ او هم می‌شوید، چرا که بادام تلخ به دلیل این‌که حاوی مواد مضر و مسموم است، باعث مرگ او می‌شود.<em><a href="http://kanon-ir.com">مشاور خانواده</a></em></p>
<p>من در این مثال ساده سعی کردم که مضرات این داروهای گیاهی جنسی را برای شما بازگو کنم. اولا هر دارویی که در خارج از کشور تهیه می‌شود، باید به تایید اف‌بی‌اِی آمریکا برسد، نه این‌که در یک نقطه نامعلوم و در یک فضای بسته چند کلاهبردار با جان مردم بازی کنند. در ثانی برای تقویت قوای جسمانی، داروهای بسیاری وجود دارد که با تجویز پزشک باید مورد مصرف قرار گیرد و علاوه بر آن تهیه این گیاه‌ها پروسه طولانی دارد و باید در مقالات علمی هم مورد تایید قرار بگیرد. هر چیز گیاهی الزاما خوب نیست، با جانتان بازی نکنید!»<br />
منبع: تریبون آزاد</p>
<p>بازدید:۴۲۳۶۵۹</p>
<p>رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-264" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4-Stars.jpg" alt="4-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d8%a7/">مشاور خانواده:بازار داروهای تقویت قوای جنسی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%82%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوهای جنسی قبل از ازدواج</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Oct 2014 08:44:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[آمیزش جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[روابط جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره جنسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=757</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسیاری از دختران و پسران طی گفت‌وگوهای قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهای خود از رابطه زناشویی اشاره نمی‌کنند. اما واقعیت این است که برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشویی می‌تواند باعث سردی رابطه و نابسامانی‌های دیگر شود.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/">گفتگوهای جنسی قبل از ازدواج</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"> یکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسیاری از دختران و پسران طی گفت‌وگوهای قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهای خود از رابطه زناشویی اشاره نمی‌کنند. اما واقعیت این است که برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشویی می‌تواند باعث سردی رابطه و نابسامانی‌های دیگر شود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p dir="RTL">چرا باید درباره مسائل جنسی صحبت کنیم؟</p>
<p dir="RTL">اگر از دختر و پسری که حتی تاریخ ازدواجشان را تعیین کرده‌اند سوال شود: «آیا راجع به مسایل زناشویی با همدیگر صحبت کرده‌اید یا نه؟» در بیشتر موارد می‌گویند: «نه، ما فکر نمی‌کردیم این موضوع مهم باشد» یا می‌گویند: «ما این جور صحبت‌ها را به بعد از <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>ازدواج</strong> </a>موکول کرده‌ایم، به‌دلیل اینکه بعد راحت‌تر می‌توانیم در مورد آن صحبت کنیم.»</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p dir="RTL">چنین زوج‌هایی نمی‌دانند اینگونه صحبت‌ها به قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای ازدواج مربوط است، نه بعد از ازدواج. آیا شما هم معتقدید گفت‌وگو راجع به مسایل زناشویی باید به بعد از ازدواج موکول شود؟ آیا بعد از ازدواج برای اینگونه صحبت‌ها دیر نیست؟ اگر بعد از ازدواج همسران متوجه شدند که با یکدیگر در این‌باره توافق ندارند، راه‌حل چیست؟ آیا می‌توانند به‌راحتی در ازدواج خود تجدیدنظر کنند؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p dir="RTL">کی صحبت کنیم؟</p>
<p dir="RTL">رابطه بین زن و شوهر، با سایر رابطه‌های اجتماعی، دوستی و خانوادگی متفاوت است. این رابطه ۴ اصل دارد و وجود مشکلات جدی در هر کدام از این اصول، موثرنبودن تلاش‌های زوج در حل این مشکلات و ناامیدی یا دست از تلاش برداشتن، می‌تواند خطر جدی برای سلامت و آینده رابطه باشد. پایه‌های اصلی رابطه زناشویی عبارت است از: چارچوب (ویژگی‌ها و شرایط مشابه)، علاقه و رابطه عاطفی، داشتن رابطه زناشویی رضایت‌بخش و تعهد و احساس مسوولیت نسبت به یکدیگر.</p>
<p dir="RTL"> در دین و فرهنگ‌ ما و بسیاری از فرهنگ‌ها، برقراری رابطه زناشویی قبل از ازدواج، مشروع و پذیرفته نیست. اما برخی می‌پرسند که:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p dir="RTL"> آیابدون داشتن چنین تجربه‌ای می‌توان در این حیطه، اطلاعاتی راجع به خودشان و طرف مقابل به‌دست آورد؟</p>
<p dir="RTL">پاسخ این است که قبل از ازدواج لازم است دختران و پسران از طریق مطالعه و گفت‌وگو با افراد واجد صلاحیت، آموزش‌هایی را در مورد رابطه زناشویی ببینند و تا حدودی به ارزیابی نگرش، انتظارها و تمایل خود نسبت به این رابطه بپردازند. در این گفت‌وگوها نکته‌هایی مطرح می‌شود که همسران از طریق آن می‌توانند اطلاعات بیشتری در مورد رابطه زناشویی بعد از ازدواجشان به‌دست آورند.</p>
<p dir="RTL"> زمانی که همسران آینده، در مورد بیشتر معیارهای خود، با طرف مقابل به توافق رسیدند، لازم است خجالت را کنار بگذارند و گفتگو‌هایی را با حفظ چارچوب‌های اخلاقی به این مساله اختصاص دهند.</p>
<p dir="RTL"> با توجه به اینکه گفت‌وگو درباره این موضوع آسان نیست یا ممکن است شناخت کافی نسبت به تمایل مزاجی خود نداشته باشند، بهتر است برای این کار از مشاوران خانواده کمک بگیرند و در خصوص این مسایل با هم صحبت کنند.</p>
<p dir="RTL"> میزان اشتیاق و تمایل هر فرد به رابطه زناشویی متفاوت است. بعضی افراد اشتیاق بیشتر و بعضی‌ها اشتیاق کمتری برای این رابطه دارند. تمایل به رابطه زناشویی در افراد از روزی چند بار تا سالی یکبار متفاوت است. تفاوت افراد در میزان اشتیاق جنسی هم به دلیل تفاوت‌های جسمی یا هورمونی و هم به علت خصایص روانی افراد است. حال تصور کنید که تمایل جنسی زن یا مرد بسیار بالا و تمایل طرف مقابلش بسیار کم باشد. قطعا این تفاوت، رضایت و سلامت زناشویی چنین زوجی را به خطر می‌اندازد. بنابراین باید انتظارها و سلیقه‌های جنسی خود را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>بعد از ازدواج</p>
<p dir="RTL">درست است که <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>رابطه زناشویی</strong></a> طبیعی و معمول در همه انسان‌ها تقریبا به یک شکل انجام می‌گیرد اما هر فرد انتظارها و سلیقه‌های خاصی دارد. بنابراین بیشتر از گذشته، لازم است زوج‌ها راجع به این رفتار با همدیگر تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. مهم این است که زن و شوهر در این انتظارات، توافق داشته باشند. خیلی از همسران به دلیل سلیقه‌های جنسی متفاوت و متضاد، دچار تعارض می‌شوند و تجربه نشان داده است که هرچند این انتظارات تا حدودی قابل اصلاح و تغییر است اما به‌طور کامل تغییر نمی‌کند و زن یا شوهری که انتظاراتش در روابط زناشویی برآورده نشود، ممکن است احساس سرخوردگی کند.</p>
<p dir="RTL"> این سرخوردگی نیز احتمالا زمینه‌ساز سردی رابطه یا خطا‌های اخلاقی دیگر خواهد شد. علاوه بر اینها،‌ زن و شوهر باید بعد از ازدواج در مورد حاشیه‌های روابط زناشویی با همدیگر به توافق برسند. منظور از حاشیه روابط، نظر افراد راجع به عوامل زمینه‌ساز مطلوب برای شروع و ادامه رابطه است؛ مانند چگونگی گفت‌وگو‌های عاطفی، نوازش و لمس قبل از رابطه، محل و فضای مطلوب برای برقراری رابطه و… یکی دیگر از مسایل و مشکلات نادیده‌گرفتن بعضی از تعهدات اخلاقی عاطفی و جنسی در زندگی زناشویی، از سوی یک یا هر دو است که می‌تواند باعث بروز اختلاف‌های شدید و بحران‌های غیرقابل جبران در زندگی مشترک بشود. قبل از ازدواج، لازم است که همسران از عقاید مربوط به تعهدات جنسی و اخلاقی همدیگر مطلع شوند.</p>
<p>منبع: تریبون آزاد</p>
<p dir="RTL">بازدید:۶۴۸۲۵۶</p>
<p dir="RTL">رتبه مقاله درگوگل: <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-263" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg" alt="4.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/">گفتگوهای جنسی قبل از ازدواج</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>92</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
