<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آسیب های اجتماعی | تریبون آزاد</title>
	<atom:link href="https://tribuneazad.ir/tag/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tribuneazad.ir</link>
	<description>عکس رابطه جنسی عکس رابطه زناشویی و توضیح کامل مراحل رابطه زناشویی و رابطه جنسی کاملا سالم و اصول پزشکی روابط جنسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 11 Sep 2018 11:46:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Feb 2015 09:14:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شبک های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های اینترنتی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های تلویزیونی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های توریستی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه های مخابراتی]]></category>
		<category><![CDATA[قوانین اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاورخانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره خانواده آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره رایگان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1386</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرض کنيد مي‌خواهيم در مورد موبايل آيفون جديد صحبت کنيم. يک نفر مي‌گويد آيفون جديد هيچ فرقي نکرده، فقط کمي کشيده‌تر شده. يک نفر ديگر مي‌گويد براي اين کشيده‌تر شده تا وقتي مي‌خواهيم جدول ليگ برتر را ببينيم، بعضي از تيم‌ها هم پيدا باشند! حالا ما ديگر در مورد آيفون صحبت نمي‌کنيم، درباره تيم‌هاي فوتبال حرف مي‌زنيم.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir"><strong>شبکه های اجتماعی</strong></a></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-379" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p style="text-align: right;">فرض کنید می‌خواهیم در مورد موبایل آیفون جدید صحبت کنیم. یک نفر می‌گوید آیفون جدید هیچ فرقی نکرده، فقط کمی کشیده‌تر شده. یک نفر دیگر می‌گوید برای این کشیده‌تر شده تا وقتی می‌خواهیم جدول لیگ برتر را ببینیم، بعضی از تیم‌ها هم پیدا باشند! حالا ما دیگر در مورد آیفون صحبت نمی‌کنیم، درباره تیم‌های فوتبال حرف می‌زنیم.</p>
<p style="text-align: right;">فرض کنید می‌خواهیم در مورد یک بازی کامپیوتری جدید صحبت کنیم. یک نفر می‌گوید این نسخه از بازی خیلی بهتر از نسخه‌ قبلی است. یک نفر دیگر می‌گوید گرافیک آن در پلی‌استیشن ۳ خیلی بهتر از ایکس‌باکس است! حالا ما دیگر در مورد بازی صحبت نمی‌کنیم، درباره گرافیک کنسول‌های بازی حرف می‌زنیم.</p>
<p style="text-align: right;">در دنیای اینترنت در دو مثال بالا، به این «یک نفر دیگر»، «ترول» می‌گفتند؛ شخصیتِ روی اعصابی که بحث را منحرف و یک صحبت معمولی را تبدیل به دعوایی قدیمی می‌کرد. ترول یک بحث منطقی در اینترنت را به یک بحث قدیمی و بی‌سرانجام تبدیل می‌کرد و از این که دعوا راه می‌انداخت، لذت می‌برد.<a href="http://kanon-ir.com/"><strong>مشاور خانواده</strong></a></p>
<p style="text-align: right;">چند سالی است اما «ترول» معنای دیگری پیدا کرده. وقتی در شبکه‌های اجتماعی و اینترنت گشت می‌زنید، با شبه‌کمیک‌استریپ‌هایی طرف هستید که در چند صحنه، شما را به خنده وامی‌دارند. این نقاشی‌ها به «ترول» معروف شده‌اند و اولین بار سایت ۴chan در سال ۲۰۰۸ از آن‌ها استفاده کرد. این نقاشی‌ها به مرور زمان شخصیت‌های ثابتی پیدا کرده‌اند و هر کدام در جای خود به کار می‌روند؛ مثل «برای همیشه تنها»، «آقای همیشه خندان»، «آقای بی‌فرهنگ» و&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">در <strong>شبکه‌های اجتماعی</strong> این ترول‌ها همه‌جا را تسخیر کرده‌اند، در خیلی از صفحات می‌توانید تصویر مرد خندانی را ببینید که با شیطنت تمام می‌پرسد: «مشکلی هست؟!». بیش‌از ۲۰ صفحه‌ فارسی زبان ترول پیدا می‌کنم که فقط برای انتشار ترول هستند؛ تعداد طرفداران بعضی صفحات به بیشتر از ۲۰۰ هزار نفر می‌رسد.</p>
<p style="text-align: right;">یک صفحه توجهم را جلب می‌کند، جایی که تمام ترول‌ها یک تصویر چند قسمتی هستند. جان تراولتا، بازیگر معروف هالیوودی، همراه با داین جانسون (قهرمان کشتی و بازیگر) و یک دختر سوار ماشین هستند و هر بار برای آن‌ها اتفاقاتی می‌افتد. گاهی بازیکنان فوتبال سوار ماشین هستند و گاهی جاستین بیبر و گاهی شخصیت‌های معروف دیگر، و هر بار با یک نفر شوخی می‌شود. با مسئول پیج، محمدرضا، صحبت می‌کنم. او می‌گوید: «چیزی که من می‌خواستم پیاده کنم، نئوترول بود، نه خود ترول. در ترول از آدم‌های خیالی استفاده می‌شود، اما در نئوترول تمام آدم‌ها شناخته‌شده و واقعی هستند.»</p>
<p style="text-align: right;">او می‌گوید که اولین ایده‌پرداز نئوترول است و می‌گوید در صفحه‌اش ترکیبی از ترول، کمیک‌استریپ و نئوترول کار می‌کند. او می‌گوید: «نئوترول را برای اولین بار در دنیا من درست کرده‌ام.» صفحه او در مدت کمتر از دو ماه، بیش از ۸۰ هزار عضو جذب کرده.</p>
<p style="text-align: right;">اگر در صفحات دیگر هم بگردید، می‌بینید این پدیده‌ تازه در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بسیار پرطرفدار است. صفحه ایجادشده به نام «ترول» که به زبان انگلیسی است، بیش از ۶۰۰ هزار طرفدار دارد و اگر صفحات دیگر ترول (مانند ترول فوتبالی) را به آن اضافه کنیم، می‌بینیم ترول میلیون‌ها طرفدار دارد. صفحه‌ «ترول» که به زبان فارسی است نیز حدود ۲۵۰ هزار طرفدار دارد که اگر دیگر صفحات ترول در شبکه‌های اجتماعی را به آن اضافه کنیم، می‌بینیم بیش از یک میلیون ایرانی طرفدار این پدیده نوظهور شده‌اند؛ که نشانه‌ محبوبیت ترول در بین کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی است.<em><a href="http://kanon-ir.com/">مشاور خانواده</a></em></p>
<p style="text-align: right;">غیر از شبکه‌های اجتماعی، چند سایت هم در زمینه ترول فعال هستند. مدیر سایتی که خود را مرجع ترول فارسی معرفی می‌کند، می‌گوید: «گمان من این است که با شناخت میزان علاقه‌ هر فرد به شخصیت‌های کمیک ترول یا وب‌طنز، به راحتی می‌توان به حالات روحی و رفتاری او پی برد و سر از ناشناخته‌های روحی و روانی او درآورد، و علت آن چیزی نیست جز آن‌که شخصیت‌های کمیک ترول و وب‌طنز کاملا طبیعی و قدرتمند و اصیل هستند.»</p>
<p style="text-align: right;">محسن، طنزپرداز و کاریکاتوریست، چند ترول درست کرده که استقبال خیلی خوبی از آن‌ها شده. از او می‌پرسم سوژه‌های ترول‌ها را از کجا پیدا می‌کند؟ می‌گوید: «از هر کجا که فکرش را بکنی! اصلا دیدن ترول‌های دیگر باعث می‌شود ایده بگیری و با دیدن ترول‌های دیگر، می‌توانی «زبان ترول» را یاد بگیری و آن‌وقت از سوژه‌های روزمره ترول درست کنی. من خودم موضوع بیشتر ترول‌هایم چیزهایی بوده که برای خودم اتفاق افتاده. بعضی وقت‌ها شکلک‌های چت یا ترول‌ها در ناخودآگاهت تبدیل به ژست‌هایی می‌شوند که حتی در خیابان هم جلوی چشمت می‌آیند.»<a href="http://tribuneazad.ir"><em> شبکه های اجتماعی</em></a></p>
<p style="text-align: right;">«ترول» حتی چشم بعضی نقاش‌ها مثل رسول را هم گرفته که بعد از دیدن چند نمونه از آن‌ها می‌گوید: «کارهای جالبی هستند و خوشم آمد.»</p>
<p style="text-align: right;">برای آن‌که حتی کاربران مبتدی هم ترول درست کنند، نرم‌افزارهایی ساخته‌شده که شکلک‌ها را به صورت پیش‌فرض دارد و کاربر می‌تواند آن‌ها را به سلیقه‌ خود بچیند و متن اضافه کند. از محسن می‌پرسم که با چه نرم‌افزاری این تصویرها را می‌سازد؟ پاسخ می‌دهد: «من با فتوشاپ کار می‌کنم. البته بیس و پایه‌ بعضی کارها را با دست می‌کشم.» او می‌گوید: «فکر می‌کنم روزی دوره‌ ترول هم تمام شود. آدم وقتی پیش خودش فکر می‌کند به خودش می‌گوید: نه! مگر می‌شود مردم از این تصاویر بامزه خسته شوند؟! ولی تجربه نشان داده که مردم بالاخره خسته خواهند شد، مثل «پَ نه پَ» و خیلی چیزهای دیگر. ولی به‌هرحال چون ترول‌ها تصویر هستند و انسان بیشتر اطلاعات را از تصاویر می‌گیرد، مخاطب بیشتر این مدل شوخی‌ها را دوست دارد و شاید ماندگارتر از بقیه‌ موج‌ها باشد.»</p>
<p style="text-align: right;">ترولی که امروز در شبکه‌های اجتماعی به کار می‌رود، سابقه‌ای کمتر از سه سال دارد و این موج در ژانویه سال۲۰۰۹ زمانی راه افتاد که سایت reddit زیرمجموعه‌ای به نام FFFFFFFUUUUUUUUUUUU راه‌اندازی کرد. این زیرمجموعه معمولا به نام ۱۲U7F شناخته می‌شود. (که این اسم هیچ وجه‌تسمیه‌ خاصی ندارد!) این زیرمجموعه به کاربران اجازه می‌داد تا کمیک‌های ساخته‌شده توسط خود را در آن مجموعه ثبت کنند. نتیجه‌ کار، ساخت تعداد زیادی شخصیت جدید شد مانند شخصیت: «همه چیز بهتر از آن‌چه که انتظار می‌رفت شده» شد.</p>
<p style="text-align: right;">مهتاب، گرافیست و تصویرساز است و به دلیل نسل‌چهارمی بودنش انتظار داشتم بهتر از گرافیست‌های قدیمی‌تر با ترول آشنایی داشته باشد و از آن‌ها خوشش بیاید. می‌گوید برای اولین بار ترول را در یکی از شبکه‌های اجتماعی دیده و در نگاه اول به نظرش تصویرهایی مسخره و زشت آمده. از او می‌پرسم در نگاه دوم چطور؟ می‌گوید: «باز هم همین‌طور. ولی وقتی با معنی و منظورش بیشتر آشنا شدم، بیشتر توانستم با آن ارتباط برقرار کنم.» وقتی از او می‌پرسم هیچ‌وقت وسوسه نشده که ترول طراحی کند، به شدت رد می‌کند و دلیلش را این‌طور توضیح می‌دهد: «من به‌عنوان یک تصویرساز در درجه‌ اول باید خلاقیت داشته باشم، و طراحی ترول به نظر من فقط کپی‌کاری است و هیچ خلاقیتی در آن نیست.» او هم مثل محسن فکر می‌کند ترول‌ها مانند بقیه‌ چیزها در دنیای مجازی – به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی- ماندگار نیستند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ترول‌های ترولستان</p>
<p style="text-align: right;">وقتی کلمه ترول را در گوگل مَپ جست‌وجو کنید، نقشه شما را به ناکجاآبادی در کنار دریای نروژ می‌برد در جزیره‌ای که حتی از اسلو (پایتخت نروژ) هم هیچ راهی برای سفر کردن به آن نقطه نخواهید داشت. اما وقتی با کتاب‌های کهن به نروژ هزار سال پیش سفر کنید وغرق در افسانه‌ها شوید، به منطقه‌ای در شمال نروژ می‌رسید که سرتاسرش را یخچال‌های طبیعی بزرگی فرا گرفته وموجوداتی که چهار انگشت در هر کدام از دست‌ها و پاهای خود دارند، با آن دماغ دراز و موهای زمخت روی صورت در آن سرزمین در میان کوه‌ها زندگی می‌کنند.</p>
<p style="text-align: right;">مردم حتی از دیدن این موجودات هم می‌ترسیدند و شب‌ها که این موجودات پیدایشان می‌شد، به خانه‌هایشان فرار می‌کردند. مردم اعتقاد داشتند آن‌ها از رئیسی به نام «دُورگوبن» پیروی می‌کنند و به دلیل منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، اسم «ترول»ها را روی این گروه گذاشتند.</p>
<p style="text-align: right;">بارزترین ویژگی این ترول‌ها این بود که می‌توانستند ظاهر خود را تغییر دهند، خود را به شکل زن‌هایی زیبا در بیاورند و با فریب دادن مردم آن‌ها را به کوه‌ها بکشند و شکارشان کنند.</p>
<p style="text-align: right;">وقتی از دل افسانه‌ها رها شویم و به پیدا کردن ریشه کلمه بپردازیم، اول از همه به زبان فرانسه می‌رسیم؛ کلمه «Troll» در زبان فرانسه اصطلاحی در شکار است که احتمالا از همان روش شکار ترول‌های شمال نروژ گرفته شده است. در زبان انگلیسی هم Troll به تکنیکی در ماهی‌گیری می‌گویند. اما تمام این اصطلاح‌ها پیش از ورود به دنیای اینترنت است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">تک‌نوازی با دو سیم</p>
<p style="text-align: right;">ناتانیل، نوازنده بی‌خانمانی است که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلاست و تنها آرزو و رویایش نواختن ویولن سل در سالن کنسرت والت دیسنی است. از طرفی استیو خبرنگاری است که به علت سیر نزولی در نویسندگی‌اش در شرف اخراج از روزنامه‌ای است که در آن کار می‌کند. برخورد اتفاقی او با ناتانیل که تبحر خاصی در زدن ویولن سل با دو سیم دارد، استیو را به تلاش وا می‌دارد تا به این مرد که دچار مشکلات روحی و روانی بسیاری است کمک کند تا بتواند به آرزویش تحقق ببخشد. خیلی زود اعتماد هر دو طرف به هم جلب می‌شود و استیو بر اساس زندگی ناتانیل ستونی را در روزنامه‌اش می‌نویسد که در نهایت خوانندگان ستون او از موقعیت ناتانیل آگاه می‌شوند و شهردار بودجه‌ای را به مراکز بی‌خانمان‌ها تعلق می‌دهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">دوستی باورنکردنی با یک تک‌نواز</p>
<p style="text-align: right;">وقتی برای اولین بار روزنامه‌نگاری به نام استیو لوپز در سال ۲۰۰۵ درباره نوازنده ویولن سلی که فقط با دو سیم می‌نواخت، در روزنامه لس آنجلس تایمز نوشت، ستون بی‌هیجانش تبدیل به پدیده سال شد و مردم استقبال بی‌نظیری از مقالات او کردند. استیو لوپز نوشته‌هایش را به گذشته این نوازنده نابغه اختصاص داده بود که با داشتن مشکلات شدید روحی و روانی به شکل یک بی‌خانمان در خیابان‌های شهر زندگی می‌کرد.</p>
<p style="text-align: right;">خواندن واقعیت تلخ زندگی این نوازنده چیره‌دست با نام ناتانل آیرز در ستون اختصاصی استیو لوپز، خیلی زود او را از یک بی‌خانمان تبدیل به یک پدیده کرد. سیل خروشانی از بسته‌هایی که در آن ویولن و ویولن سل بود و هزاران نامه و ایمیل در طرفداری از ناتانیل به لوپز سرازیر شد. این داستان تا جایی پیش رفت که لوپز تصمیم گرفت کتابی در مورد دوستی‌اش با ناتانیل بنویسد که این کتاب در سال ۲۰۰۸ منتشر می‌شود. نام کتاب این بود: «تک نواز، رویای گم‌شده. دوستی باورنکردنی و قدرت رهایی‌بخش موسیقی»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ناتانیل روی پرده می‌رود</p>
<p style="text-align: right;">وقتی کتاب لوپز منتشر شد، تهیه‌کنندگان زیادی به فکر افتادند که از این داستان ناب، فیلم بسازند. سیل پیشنهادها از سوی تهیه‌کنندگان سینما به‌سوی لوپز سرازیر می‌شود تا این‌که گری فاستر و راس کراسنف موفق می‌شوند نظر مثبت لوپز را جلب کنند.</p>
<p style="text-align: right;">فاستر در مورد داستان می‌گوید: «من و راس همیشه به دنبال داستان‌هایی بودیم که در مورد عشق و انگیزه مردم برای کمک به یکدیگر باشد. داستان لوپز تمام چیزی را که ما می‌خواستیم داشت. داستان دو مردی که به هم کمک می‌کنند. ناتانیل به استیو یاد می‌دهد تا انسانیت خود را بیشتر کشف کند و استیو به ناتانیل می‌آموزد که ارزش او از نوازندگی زیر پل‌های عابر و خیابان‌ها بیشتر است و باید به دنبال ارزش‌های اصلی زندگی‌اش برود.»</p>
<p style="text-align: right;">کراسنف نیز در مورد داستان این چنین می‌گوید: «سال‌هاست که روزنامه می‌خوانم و برای اولین بار بود که مطلبی این چنین مرا تحت تاثیر قرار می‌داد. لوپز توانسته بود با مطالبش نگاهی عمیق را از ما به زندگی خودمان و دیگران بدهد.»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">ستون‌های روزنامه و اسکار‌نویس مشهور!</p>
<p style="text-align: right;">فاستر و کراسنف، سوزانا گرنت، فیلمنامه‌نویس نامزد اسکار را از استودیوی دریم ورکز برای نوشتن فیلمنامه انتخاب می‌کنند. اما راضی کردن او برای نوشتن فیلمنامه کار آسانی نبود، پس این دو تصمیم می‌گیرند به جای جلسات بی‌فایده شفاهی‌شان، تمام تکه روزنامه‌های مربوط به ناتانیل را که لوپز نوشته بود، از روزنامه جدا کنند و برای او بفرستند. چند روز بعد سوزانا گرنت با آن دو تماس می‌گیرد و ابراز علاقه‌ای شدید به نوشتن فیلمنامه‌شان می‌کند. گرنت می‌گوید: «وقتی اولین سطور ستون‌های جدا شده روزنامه به دستم رسید و آن را خواندم، فقط به یک چیز فکر کردم، نمی‌خواهم کس دیگری دستش به اینها برسد، پس با فاستر و کراسنف تماس گرفتم.»</p>
<p style="text-align: right;">سوزانا گرنت شروع به نوشتن فیلمنامه می‌کند. او برای نزدیک‌ترشدن به شخصیت‌ها، دیدارهایی را با لوپز و ناتانیل ترتیب می‌دهد و اوقات زیادی را با آنها می‌گذراند و بالاخره فیلمنامه نوشته می‌شود. مرحله بعد پیداکردن کارگردانی است که فیلم را بسازد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">یک انگلیسی در هالیوود</p>
<p style="text-align: right;">مدیر استودیو دریم ورکز به فاستر و کراسنف پیشنهاد می‌کند که از کارگردانی غیر‌هالیوودی استفاده کنند و جو رایت را به آنها پیشنهاد می‌دهد. فاستر و کراسنف نسخه‌ای از فیلمنامه را برای او می‌فرستند. جو رایت با خواندن فیلمنامه تماس می‌گیرد و می‌گوید: «فیلمنامه‌های زیادی از هالیوود را خوانده‌ام، اما هیچ‌گاه نخواسته‌ام به هالیوود بیایم، اما این فیلمنامه مرا به هالیوود می‌خواند. پس رایت به لس آنجلس می‌آید و از نزدیک محله بی‌خانمان‌های لس آنجلس را می‌بیند و قرارداد را با یک شرط خاص امضا می‌کند. شرط رایت این است که فیلم را با مردم بی‌خانمان و در محیط زندگی واقعی آنها بسازد.»</p>
<p style="text-align: right;">رایت می‌گوید: «وقتی مردم بی‌خانمان را دیدم، دلیل اصلی‌ام را برای ساخت فیلم پیدا کردم. آنها بی‌اندازه مهربان، با نمک و با صداقت‌ترین افرادی هستند که در عمرم دیده‌ام. آنها به‌راحتی می‌توانند زندگی‌ات را تغییر دهند. این افراد بسیار محروم هستند و هیچ‌گاه صدایشان در آمریکا به جایی نمی‌رسد، اما من می‌خواستم کاری کنم که فیلمم به آنها صدایی رسا بدهد. انتخاب بازیگران اصلی مرحله بعدی بود. جیمی فاکس به‌عنوان بازیگر نقش ناتانیل و رابرت دانی جونیور به نقش لوپز انتخاب می‌شوند. هر دو مدتی را با ناتانیل و لوپز اصلی می‌گذرانند و سرانجام بعد از شش ماه تمرین فیلم‌برداری شروع می‌شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-380" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: right;">بد نیست بدانید که&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">جو رایت سال ۱۹۷۲ یعنی زمانی که پدرش ۶۵ سال بیشتر نداشت! در لندن متولد شد. «تک‌نواز» بعد از «گازگرفتن کروکودیل»، «پایان»، «غرور و تعصب» و «کفاره» پنجمین فیلمی است که او کارگردانی کرده است.</p>
<p style="text-align: right;">جیمی فاکس برای بازی در نقش ناتانیل، شش ماه به‌طور فشرده صرف تکنیک‌های نواختن ویولن سل و ویولن می‌کند. بن هونگ، نوازنده ویولن سل ارکستر فلارمونیک لس آنجلس به جای ناتانیل در فیلم می‌نوازد. بن هونگ دوست صمیمی و قدیمی ناتانیل واقعی است که سبک نوازندگی او را کامل می‌شناسد.</p>
<p style="text-align: right;">در فیلم از ساز واقعی ناتانیل استفاده شده است، یعنی ویولن سلی با دو سیم! سوزانا گرنت در نوشتن فیلمنامه از تخیلش هم استفاده کرده است و برای لوپز همسر دومی را در نظر گرفته که در زندگی واقعی لوپز اینچنین نبوده است. در این فیلم از ۴۵۰ بی‌خانمان واقعی به‌عنوان سیاهی لشکر استفاده شده است.</p>
<p>منبع: com.مشاوره-خانواده</p>
<p style="text-align: right;">بازدید:۳۹۷۴۵۲</p>
<p style="text-align: right;">رتبه مقاله درگوگل:<a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-1336" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/3.5-Stars.jpg" alt="3.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مشاور خانواده:شبکه های اجتماعی</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</title>
		<link>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[◄Responder►]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Nov 2014 14:22:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مشاوره خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت جسم و روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[سایه]]></category>
		<category><![CDATA[سطح آگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهارت‌هاي زندگي]]></category>
		<category><![CDATA[نیمه پنهان شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://tribuneazad.ir/?p=1057</guid>

					<description><![CDATA[<p>اين روزها ديگر نقش خودآگاهي و خودشناسي در بهداشت جسم و روان بر هيچ كس پوشيده نيست. مهارت خودآگاهي اولين مهارت از گروه مهارت‌هاي ده‌گانه زندگي است كه سازمان بهداشت جهاني آن را اعلام كرده است. در واقع، اگر مهارت‌هاي زندگي را به درخت تشبيه كنيم، خودآگاهي ريشه‌هاي تنومند و قدرتمند آن است كه اگر سست باشند، هرگز به آرامش نمي‌‌رسند و فرد در آينده به انواع بيماري‌هاي جسمي، روحي و رواني به‌ويژه اضطراب، استرس، افسردگي دچار شده و يا گرفتار آسيب‌هاي اجتماعي خواهد شد. از ديدگاه روان‌شناسي نيز يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شخصيت سالم، شناخت خويش است. يك روانشناس آلماني در اين زمينه معتقد است كه عدم شناخت صحيح آدمي از خويش، ريشه تمام معضلات و اضطراب‌ها و گرايش‌هاي بشري است.</p>
The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها دیگر نقش خودآگاهی و خودشناسی در <em>بهداشت جسم و روان</em> بر هیچ کس پوشیده نیست. مهارت خودآگاهی اولین مهارت از گروه مهارت‌های ده‌گانه زندگی است که سازمان بهداشت جهانی آن را اعلام کرده است. در واقع، اگر مهارت‌های زندگی را به درخت تشبیه کنیم، خودآگاهی ریشه‌های تنومند و قدرتمند آن است که اگر سست باشند، هرگز به آرامش نمی‌‌رسند و فرد در آینده به انواع بیماری‌های جسمی، روحی و روانی به‌ویژه اضطراب، استرس، <a href="http://tribuneazad.ir/"><strong>افسردگی</strong></a> دچار شده و یا گرفتار آسیب‌های اجتماعی خواهد شد. از دیدگاه روان‌شناسی نیز یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیت سالم، شناخت خویش است. یک روانشناس آلمانی در این زمینه معتقد است که عدم شناخت صحیح آدمی از خویش، ریشه تمام معضلات و اضطراب‌ها و گرایش‌های بشری است. در این زمینه تولستوی، نویسنده روسی می‌گوید: هر کسی درباره تغییر جهان فکر می‌کند، ولی کمتر کسی است که درباره تغییر خودش بیندیشد.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/151.gif" alt="" width="179" height="59" /></a></p>
<p>همان‌طور که گفته شد، نداشتن خودآگاهی نه‌تنها در ارتباط درون‌فردی باعث ناآرامی و مشکلات زیاد می‌شود، بلکه در ارتباطات میان‌فردی نیز آسیب‌های زیادی به وجود می‌آورد و فرد را در ارتباط با دیگران مانند طلاق‌های عاطفی و آشکار با شکست و ناکامی مواجه می‌کند. در هر جامعه از بُعد جامعه‌شناختی، عوامل زیادی نظیر بیکاری، اعتیاد، عدم تفاهم فکری، اخلاقی، فرهنگی، بی‌عدالتی، نابسامانی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و عوامل دیگر در افزایش طلاق نقش دارند. اما در بُعد فردی که گاه خود ریشه در مسائل جامعه‌شناختی دارد، به باور ما خودشناسی و خودسازی قبل از ازدواج و به دنبال آن کسب ارزش‌های انسانی، عمده‌ترین عامل در استحکام و تداوم یک زندگی مشترک و به طور کلی هر ارتباطی نظیر روابط خانوادگی، دوستی‌ها و هر نوع روابط اجتماعی است؛ بنابراین اگر واقعا به دنبال خوشبختی، سعادت و آرامش واقعی در زندگی هستیم، لازم است در پی شناخت حقیقی خود باشیم. متاسفانه در بحث خودشناسی افراد زیادی تصور می‌کنند شناخت کاملی از خود دارند و خود را عاری از هر عیب و خطایی می‌دانند و دیگران را در اشتباهات خود مقصر می‌دانند، برای نمونه در مشاوره‌های طلاق زیاد دیده شده است که هر دو طرف خود را اغلب عاری از خطا و اشتباه می‌دانند.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>این موضوع نشانگر آن است که اغلب انسان‌ها خود را کاملا نشناخته‌اند و از نقاط ضعف و قوت خود، آگاهی ندارند که همین امر باعث اغلب خشونت‌ها و اختلاف‌ها در روابط می‌شود، در حالی که به نظر شما چه عاملی باعث می‌شود وجود آدمی، این موجود خالق و شگفت‌انگیز که سراسر وجود اونور و شکوه و آرامش است، این‌چنین به تیرگی، سیاهی، بیماری و&#8230; کشیده شود؟ به نظر می‌رسد آنچه باعث این نور و شکوه و عظمت انسان شده است و آدمی از آن غافل مانده، آگاهی است؛ در حقیقت در وجود هر انسانی به اندازه میزان آگاهی که کسب می‌شود و قسمت‌هایی که هنوز نور آگاهی به آنها نتابیده، در سایه مانده و تیره و تار و هراسناک به نظر می‌رسد؛ بنابراین از آنجایی که تعریف واقعی زندگی آگاهانه‌زیستن است و سایه‌ها هم ناآگاهی ما هستند و خودآگاهی نیز نقش بسیار مهمی در زندگی انسان‌ها دارد، تصمیم گرفتیم در این شماره از بُعد روان‌شناسی به موضوع «سایه‌ها یا همان نیمه تاریک شخصیت» که درباره خودآگاهی است، بپردازیم. اما سایه چیست؟ سایه چگونه تشکیل می‌شود؟ شناخت آن چه فایده دارد؟ چگونه می‌توان سایه‌های خود را شناخت. این پرسش‌ها و سوال‌هایی دیگر، موضوعاتی است که در این مقاله قصد داریم بدان بپردازیم.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>معنا و مفهوم سایه</p>
<p>«سایه» جزو نظریه روان‌کاوی کارل گوستاویونگ، روان‌شناس، پزشک و فیسلوف سوییسی است که شصت سال از زندگی خود را صرف شناخت روان پیچیده انسان و شیوه‌های برطرف‌کردن مشکلات او کرد. او «نیمه تاریک وجود انسان» را سایه نامید. به اعتقاد وی، سایه کسی است که شما نمی‌خواهید آن باشید. سایه بخشی از شخصیت ماست که چندین عامل را در بر می‌گیرد و ما از آن بی‌خبریم. ۱- سایه شامل آن کهن‌الگوهایی است که ما از آن خبر نداریم ۲- سایه شامل آن قسمت از شخصیت است که بالقوه است و هنوز بالفعل در نیامده است؛ یعنی مجموعه‌ای از توانایی‌هایی که در وجود هر فرد وجود دارد، اما شکوفا نشده است؛ مثل خوش‌خطی، استعداد و توانایی در موسیقی و&#8230; ۳- خصوصیاتی که ما آنها را می‌شناسیم، اما آنها را انتخاب نمی‌کنیم.</p>
<p>فرض کنید من آدم ترسویی هستم و این را می‌دانم، اما آن را نمی‌پذیرم یا آدم حسودی هستم و به آن واقفم؛ اما این موضوع را نمی‌پذیرم. پس می‌گوییم ممکن است ویژگی‌هایی مانند ترس، عصبانیت، خودخواهی و&#8230; در ما وجود داشته باشد، اما ما آن را نمی‌پذیریم. مجموعه این سه عامل ذکرشده، بخشی پنهانی را در وجود انسان ایجاد می‌کند که به راحتی قابل دسترسی و شناسایی نیست. در واقع، در گذر زمان مکانیسم‌های روانی این سه بخش را پوشانده‌اند که یونگ اسم آنها را «سایه» گذاشته است؛ یعنی قسمت تاریک وجود ما، قسمتی که برای خودمان و برای دیگران پنهان است؛ اگرچه ممکن است برای خودمان مشخص باشد؛ مثل مورد سوم؛ اما کهن‌الگوها برای خودمان مشخص نیست؛ یعنی آن توانایی‌های بالقوه‌ای که هنوز بالفعل نشده‌اند و ما از آن خبر نداریم، مثلا ما شاید استعدادی داشته باشیم و خودمان از وجودش بی‌اطلاع باشیم. البته یک بخش دیگری وجود دارد که می‌دانیم اما آن را مخفی کرده‌ایم که اینجا بحث نقاب پیش می‌آید.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>تعریف نقاب</p>
<p>«نقاب» چیزی است که افراد به صورتشان می‌زنند تا شخصیتشان را از دیگران پنهان کنند؛ مثلا من قبول دارم آدم عبوسی هستم، اما در اجتماع می‌خندم و شوخی می‌کنم؛ برای اینکه دیگران فکر نکنند من عبوس هستم؛ به این رفتار، نقاب یا پوشش گفته می‌شود. نقاب شخصیت، چیزی است که شخص در انظار عمومی به نمایش می‌گذارد و الزاما خود او نیست و در حقیقت شخصیتی است که فرد در روابط شخصی و یا محیط‌های کاری خود به جامعه نشان می‌دهد؛ مانند رفتاری که یک مدیر، رئیس و&#8230; در محل کار متناسب با وظایف و مسئولیت‌هایش از خود بروز می‌دهد، اما در منزل طور دیگری رفتار می‌کند.</p>
<p>همان‌طور که افراد ویژگی‌ها و خصوصیات جسمانی را از اجداد و نیاکان خود به ارث می‌برند، تجربیات و خصوصیات روانی آنها را هم به ارث می‌برند که ما اسم آن را کهن‌الگو می‌گذاریم، کهن‌الگوها بسیار متعددند. یکی از عواملی که سبب می‌شود درون یک خانواده دو فرزند به یک شکل نباشند، همین کهن‌الگوها هستند، زیرا بچه‌ها کهن‌الگوهای متفاوتی را انتخاب می‌کنند؛ نه اینکه همه را انتخاب کنند. بعضی‌ها غالبند و بعضی‌ها مغلوب؛ بنابراین کهن‌الگوهای متفاوت، تجربه‌های مادر و تعامل این دو با هم و نیز شرایط محیطی سبب می‌شود دو بچه که پدر و مادر یکسان دارند، از نظر تربیتی و ویژگی‌های شخصیتی و&#8230; با یکدیگر متفاوت باشند؛ بنابراین چنین سایه‌ای را کهن‌الگو می‌دانیم؛ یعنی همان ویژگی‌های روانی که ما از اجدادمان به ارث می‌بریم. اصطلاحا می‌گویند سایه، اساس طبیعت حیوانی بشر است. تعریف دیگری از سایه این است که می‌گویند سایه مبدأ بهترین و برترین جنبه انسانی است؛ یعنی ریشه آنچه که از شخصیت یک فرد تراوش می‌کند، در سایه است. نکته دیگر یا تعریف دیگری که از سایه می‌شود این است که سایه، جایگاه تاریکی در درون آدمی است.</p>
<p><a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/316.gif" alt="" width="202" height="20" /></a></p>
<p>جایگاه تاریک چیست؟</p>
<p>جایگاه تاریک یعنی چیزی پنهان و مخفی که لزوما جایگاه پلیدی و زشتی نیست، مثلا اینکه بگوییم دقیقا هرچه زشت و خراب است، در سایه قرار دارد درست نیست. نکته دیگری که در رابطه با سایه می‌توان گفت، این است که در سایه، احساس مسئولیت اخلاقی دیده نمی‌شود.</p>
<p>در نظر داشته باشید که سایه برای ما می‌تواند مفید باشد. شناخت سایه باعث می‌شود که سرچشمه رفتارهایمان را بیابیم؛ مثلا کسی که خودش را نمی‌شناسد، نسبت به رفتارهای خود فرافکنی می‌کند که این فرافکنی از سایه نشئت می‌گیرد؛ مثلا من اشتباه می‌کنم، اما اشتباه خودم را به حساب خطای دیگران می‌گذارم. برای نمونه فردی با سرعت بالا در جاده رانندگی می‌کند و با بی‌دقتی به ماشین دیگری می‌زند. وقتی از ماشین پیاده می‌شود، شروع به عیب‌جویی و فرافکنی می‌کند و برای مثال می‌گوید که ترمز ماشین نگرفت، تقصیر من نبود یا مواردی از این دست؛ یعنی به جای توجه به چگونگی رفتار خودمان، اشتباه و خطای خود را به دیگران نسبت می‌دهیم. یکی از موارد فرافکنی که در جامعه و در بین افراد و انسان‌های زیادی وجود دارد، به سایه برمی‌گردد؛ زیرا من باید بپذیرم که در مجموع انسان عجولی هستم، اما نمی‌پذیرم و در واقع نقاب، پل و رابطه‌ای بین من و دنیای خارج می‌شود.</p>
<p>عبارت «پلی بین من و دنیای خارج» این دو را به هم وصل می‌کند. اما با کدام شکل؟ به شکل جامعه‌پسند؛ نه آن شکلی که من خودم هستم. برخی افراد از واژه نقاب خوب یاد می‌کنند؛ به خاطر اینکه نقاب، پایه‌گذار زندگی اجتماعی است. آنچه که شخص دوست دارد در انظار عمومی به نمایش می‌گذارد، اما این موضوع باعث می‌شود مجموعه‌ای از ویژگی‌ها در ما مخفی بماند. کسانی که سایه‌شان گسترده‌تر، بزرگ‌تر و عمیق‌تر است، کسانی هستند که نمی‌خواهند خودشان باشند، یعنی خودشان را به معنای واقعی قبول ندارند.</p>
<p>ما در بحث گشتالت هم این موارد را داریم. در بحث گشتالت گفته می‌شود که خودت را با تمام وجودت بپذیر، هم خوبی‌ها و هم بدی‌هایت را. قبول کنیم همه انسان‌ها دارای نقصی هستند؛ بپذیریم و از بین آن نترسیم؛ مثلا من حواس‌پرتم؛ بپذیرم و عذرخواهی کنم. سایه آن کسانی عمیق‌تر است که ویژگی‌های خود را نمی‌خواهند قبول کنند و این ویژگی‌ها را به قسمت پنهان وجودشان منتقل می‌کنند. فرافکنی، دومین نشانه وجود سایه است. زمانی که متولد می‌شویم تا چند سال اول خودمان را می‌پذیریم، اما به مرور زمان در اثر تنبیه، تشویق و کنترل دیگران آرام آرام قسمت‌هایی از وجودمان را مخفی کرده و نقش بازی می‌کنیم. این رفتارها یعنی اینکه من این قسمت را دوست ندارم و ارزشی ندارد؛ پس نباید در وجود من باشد؛ در صورتی که از وجود من بیرون نمی‌رود. آنها مجموعه و مخزنی را تشکیل می‌دهند که «یونگ» آن را سایه نامیده است.</p>
<p>جالب است بدانید تکرارشدن درس‌های زندگی با سایه‌ها در ارتباط است. اتفاقات و حوادثی که مکررا در زندگی می‌بینیم، به خاطر نیمه تاریک وجودمان است. لزومی به شناخت تمام ابعاد سایه نیست، اما آگاهی مهم است. «فارابی» جمله‌ای زیبا دارد که وقتی نام او ذکر می‌شود، یادآور عقل نظری و عقل عملی است. او می‌گوید: قرار نیست تمام ابعاد آن را بشناسید، همین که به این مسئله اشراف داشته باشیم و سطح آگاهی فرد از این سایه بالا برود، در جهت کنترل و حفظ شخصیت فرد به او بسیار کمک می‌کند. پس باید آگاهی و بینش خودمان را بالا ببریم. درس‌های زندگی به خاطر نیمه تاریک ماست. مثلا اگر شما عاشق یک آدم بدبین شوید و زمانی میان شما و آن فرد، فاصله و جدایی رخ دهد و شما گزینه دیگری را انتخاب کنید، گزینه بعدی هم پارانوئید خواهد بود و آن به این دلیل است که شما در واقع آدم‌هایی را جذب می‌کند که مطابق با سایه شما باشند؛ البته بدون اینکه خودتان بدانید. مثال دیگر اینکه اگر تو به من دروغ بگویی و من به تو دروغ بگویم و تو با کسانی معاشرت داری که آنها به تو دروغ می‌گویند، به خاطر دروغ‌گویی تو نیست، در حقیقت این جذب به خاطر سایه‌ای است که در وجود خودت است و ناخودآگاه آدم‌های دروغگو را جذب می‌کنی. سایه‌ها تنها ابعاد منفی وجودی ما نیستند، بلکه هر بخشی که آن را نادیده بگیریم و به آن آگاه نباشیم، سایه ماست.</p>
<p>سایه کاملا با عقده‌های روانی در ارتباط است. عقده یعنی ناکامی، احساس کمبود و ضعف. کسانی که سایه‌های گسترده‌ای دارند و حاضر به پذیرش ضعف و نقاط ضعفشان نیستند، عقده‌های روانی آنها بیشتر است و دائما به دنبال نهان‌کردن این عقده‌ها هستند. این عقده‌ها از درون، این‌گونه افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای اینکه عقده‌های روانی حل شود، اول سایه باید حل شود.</p>
<p>منبع: مقالات کانون مشاوران ایران</p>
<p>بازدید:۷۰۶۵۲۳</p>
<p>رتبه مقاله در گوگل: <a href="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="alignnone size-full wp-image-263" src="http://tribuneazad.ir/wp-content/uploads/4.5-Stars.jpg" alt="4.5-Stars" width="140" height="30" /></a></p>The post <a href="https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">سایه؛یا نیمه تاریک وجود انسان</a> first appeared on <a href="https://tribuneazad.ir">تریبون آزاد</a>.]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tribuneazad.ir/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87%d8%9b%d9%8a%d8%a7-%d9%86%d9%8a%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%83-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>9</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
